سپاس از بازدید شما
تاریخ : شنبه 1390/10/24

مقدمه

تعامل دولت‌ها با هم‌دیگر در دنیای امروز، مسئله‌ای است که ضرورت آن قابل انکار نیست؛ همه کشورها برای تامین مقاصد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش ناگزیرند نسبت به جهان و مناسبات موجود در آن بی‌تفاوت نباشند. این معادله برای جهان اسلام نیز در سطح یک امت و دولت‌های اسلامی صادق است. تفاوتی اگر هست در این است که کشورهای مسلمان به دلیل تعهدات دینی ملتزم به اصولی هستند که وفاداری بدان برکنار از برخی مسؤلیت‌ها و محدودیت‌ها نیست. کاوش پیرامون قواعد انسانی، اسلامی در سیاست خارجی دولت اسلامی، تلاشی است تا الزامات دینی را در تعیین راهبردهای بین الملل اسلامی توضیح دهد. به یقین، مجموع اصول یا قواعد مرتبط با بعد سیاست خارجی در اسلام، بیش از آن است که در این گونه نوشتارها تحلیل گردد. با این وجود، کوشش شده است تا در این مجال قواعد سیاست بین الملل اسلامی مبتنی بر دو رکن بنیادی و فراگیر؛ یعنی انسانیت و اسلامیت توضیح داده شود. بر مبنای این دو قاعده که از آن به «کرامت انسانی» و «نفی‌ سبیل» در آموزه‌های دینی تعبیر شده تمام مسلمین در عین باور به جایگاه انسان و احترام آن، نسبت به مسلمان و کیان اسلامی مسئولیت ویژه‌ای دارند که کمترین آن اجتناب از اتخاذ سیاستی است که زمینه سلطه کفار را بر جوامع اسلامی فراهم سازد.

برای تنقیح روش‌مند این بحث، تلاش می‌شود مفاد و مبنای این دو قاعده به شکل تفکیک شده، تحقیق گردد و در ابتدا و در این نوشتار، به لحاظ رعایت ترتیب منطقی، از اصل کرامت آغاز می‌نماییم.

نویسنده: محمد قاسم رجایی

اصل کرامت انسانی

كرامت، از اصول انسانی فوق العاده پر اهمیتی است كه در عرصه‌های مختلف زندگی بشر، به ویژه در حوزة زندگی اجتماعی، به مثابة سنگ بنایی تنظیم روابط پایدار و عادلانه انسانی به شمار می‌آید و با یك رویكرد دینی، بسیاری از قواعد و هنجارهای رفتاری در حوزة اجتماع به ویژه روابط و تعاملات عرصه‌های كلان بین‌المللی، براساس مقتضیات و احكام این اصل، شكل می‌گیرد. از این‌رو، توجه و پرداختن به چنین مقوله‌ای در جوامع درهم‌تنیدة امروز كه اصل تعامل بین المللی در آن یك امر اجتناب ناپذیر تلقی می‌گردد، بیش از پیش ضروری می‌نماید. اصل كرامت انسانی از موضوعاتی است كه در بسیاری از شاخه‌های معارف دینی ریشة عمیق دارد، از این‌رو، نگریستن به این مقوله از یك زاویة خاص بسیاری از ابعاد آن را ناشناخته می‌گذارد. به همین دلیل، در این نوشتار تلاش شده با یك رویكرد دینی نسبتاً عام، یعنی رویكرد دینی ـ حقوقی، مفاد و دلالت‌های قرآنی و روایی را كه به صورت عام و یا خاص بر این موضوع تأكید دارند، مورد بررسی قراردهیم. روند كلی كار در این زمینه به این صورت است كه در آغاز مفهوم كرامت از منظر ارباب لغت بررسی شده، سپس به انواع كرامت با یك رویكرد دینی با محوریت قرآن و احادیث، و نیز به كرامت در اندیشه غیردینی و نظام حقوقی غرب پرداخته شده است. در ادامه نقطه‌های اشتراك و تفاوت‌های بنیادین رویكرد دینی با نگرش سكولار نیز مقایسه شده است. در نهایت هم احكام و مقتضیات كرامت انسانی برگرفته از نظام حقوقی اسلام که حاکم بر تعاملات و روابط بین المللی حكومت اسلامی است، بازگو می‌گردد.

مفهوم‌شناسی اصل کرامت

كرامت یك واژة عربی و از ریشة كرم است. ارباب لغت برای این كلمه معانی مختلف و متعددی مانند شرافت، نفاست ذاتی یا اخلاقی را نقل كرده‌اند.[1] از میان این گفته‌ها، شاید جمع‌بندی كه یكی از زبان‌شناسان معاصر در ریشه‌یابی این كلمه انجام داده، نکته‌های دخیل در مفهوم آن را به خوبی توضیح داده باشد:

كرامت از ریشه كرم و از لحاظ مفهومی در مقابل خواری قرار دارد؛ چنان‌كه واژه عزت در مقابل ذلت قرار دارد. تفاوت كرامت با عزت در این است كه در مفهوم عزت، استعلاء و تفوق نهفته است برخلاف كرامت كه به معنی عزت و تفوق چیزی می‌باشد كه مفهوم استعلای الی الغیر، در آن لحاظ نگردیده است. اما معانی دیگری نظیر جود، اعطاء، عظمت، امر مورد پسند، نفاست و... را كه ارباب لغت بیان كرده‌اند از آثار و لوازم كرامت‌اند.[2]

این واژه با همین ریشه و بار معنایی در ادبیات فارسی نیز فراوان به‌کار می‌رود. از این نظر، امروزه واژه کرامت در زبان فارسی هم مفهوم بیگانه نیست و به همین جهت در این جا نیاز به تحلیل مفهومی آن بیش از این نخواهد بود.

كرامت از منظر متون دینی

اگرچه اصل كرامت انسانی در میان جوامع بشری جای تردید و سخن ندارد اما در بارة خاستگاه، انواع و گسترة آن میان اندیشة دینی و اندیشة سكولار و انسان مدار غیردینی، اختلاف و تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. به همین دلیل ما نخست انواع كرامت را با یك نگاه دینی بررسی می‌كنیم، سپس با اشاره به اصل كرامت از یك منظر غیردینی، به تفاوت‌های بنیادین این دوع نگاه نسبت به كرامت انسانی، می‌پردازیم.

در گذر به متون و منابع دینی، ما با دو نوع كرامت؛ یعنی كرامت ذاتی و كرامت اكتسابی- ارزشی، مواجه می‌شویم. این طبقه‌بندی در ذات خود نشان‌گر جامعیت نگاه دینی به این مقوله انسانی است. در منابع حقوقی غیردینی به این وسعت هرگز بدان توجه نشده است. در این قسمت ما به این دو نوع كرامتی كه در آموزه‌های دینی مطرح گردیده، می‌پردازیم:

كرامت ذاتی

منظور از كرامت ذاتی همان حیثیت، حرمت و شأن رفیع انسانی است كه آدمی از بدو آفرینش به صورت تكوینی از آن برخوردار است. و به تعبیری، كرامت ذاتی، همان حیثیت طبیعی است كه همة انسان‌ها مادامی كه با اختیار خود به جهت ارتكاب به خیانت و جنایت بر خویشتن و دیگران آن را از خود سلب نكنند، از این صفت شریف برخورداراند.[3]این مفهوم باهمین عنوان؛ یعنی كرامت ذاتی انسان، به طور اغلب، در قوانین اساسی كشورهای اسلامی و برخی میثاق‌های مشترک اسلامی، گنجانده شده است. مثلا، در اعلامیه حقوق بشر اسلامی قاهره، مصوب 14 محرم 1411قمری مطابق با 15 اوت 1990م، و 15 اسد(مرداد) 1369 شمسی وزرای خارجة كشورهای اسلامی، موادی را مقرر می‌دارد که دقیقا بر گرفته از همین اصل است:

ماده چهارم: هر انسانی حرمت دارد و می‌تواند از شهرت خود در زندگی یا پس از مرگ پاسداری نماید و دولت و جامعه موظف است که از پیکر و مدفن او پاسداری کند.

در ماده سوم، احترام به جنازه انسان را مطرح کرده که بدون در نظرداشت تعلقات دینی، از واژه انسان استفاده کرده است. هم‌چنین، در ماده یازدهم به حق آزادی انسان منهای هر گونه قید و شرط تاکید نموده است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان نیز کرامت انسانی را از تعرض مصون دانسته و دولت حاکم را ملزم به حمایت از این حق انسانی نموده است.برای مثال، در بند دوم از ماده بیست وچهارم این قانون آمده است:

آزادی و کرامت انسان از تعرض مصون است . دولت به احترام و حمایت از آزادی و کرامت انسان مکلف می‌باشد.

مرحوم علامه جعفری از فقیهان و فیلسوفان معاصر، در توضیح این اصل به نکاتی اشاره می‌کند که قیود یا استثنائات آن را از نظرگاه اسلامی با دقت و ظرافت توضیح می‌دهد:

كرامت حقی است كه برای همة انسان‌ها تضمین شده است. همة افراد بشر اعضای یك خانواده‌اند و بندگی خدا و فرزند بودن همه برای آدم(ع) آنان را با یكدیگر متحد ساخته است. و همه مردم در كرامت ذاتی، كه خداوند سبحان به همة آنان عطا فرموده است و نیز در اصل تكلیف و مسئولیت فطری با یكدیگر مساویند، بدون تفكیك از جهت نژاد و زبان و اقلیم و تابعیت یا اعتقاد دینی كه از هوا و هوس‌ها و بدعت‌های بی اساس ناشی نشده باشد، مگر كسی كه این كرامت را از روی اختیار و به سبب ارتكاب جنایت یا خیانت یا اشاعة فساد از خویشتن سلب نماید و نیز كسی كه به خدا شرك بورزد و یا او را انكار كند، زیرا كسی كه بدیهی‌ترین و كامل‌ترین موجود را كه ملاك همه ارزش‌ها به او مستند است و همة آغاز و انجام هستی به اختیار اوست، مورد انكار یا تردید قرار بدهد خائن به خویشتن است و در صورتی كه شخصیت او دارای تأثیر در جامعه باشد به دیگر مردم جامعه نیز خیانت نموده است...[4]

منتفی شدن حق كرامت انسانی از یك انسان به سبب امور فوق، موجب منتفی شدن حق حیات او نمی‌گردد مادامی كه شرع اسلامی كیفر او را اجرا نكرده باشد، همان گونه كه پیش از اجرای قصاص در بارة كسی كه مرتكب قتل نفس محترمة با تعمد شده باشد، اگر چه قاتل كرامت ذاتی را از خود سلب نموده است (زیرا با ارتكاب چنین قتلی انسانی را از با اهمیّت‌ترین حقوق خود كه عبارت است از حق حیات، محروم كرده است)، با این حال، حق حیات قاتل تا پیش از اجرای كیفر محفوظ است و لذا نباید از غذا و مسكن و پوشاك و معالجه محروم شود.[5]

نكتة مهم در بارة این نوع كرامت و شأن تكوینی انسان، خاستگاه و پشتوانة نظری آن است. ما در این بخش می‌کوشیمبا یک نگاهی دینی عقبه‌های تئوریک آن را مورد بررسی قرار دهیم.

1. كرامت ذاتی در قرآن

از نقطه نظر دین اسلام، خاستگاه اصلی و پشتوانة نظری كرامت ذاتی انسان، آیاتی از قرآن كریم است كه به دو صورت عمومی و خاص می‌توان به آن‌ها استناد و استدلال كرد:

آیات عام: این دسته از آیات قرآنی، آیاتی هستند كه هرچند به صورت خاص از واژة كرامت به عنوان شأن تكوینی انسان، در آ‌‌ن‌ها استفاده نشده، اما به طور عموم، مفاد و محتوای این طیف از آیات ناظر به همان كرامت ذاتی انسان است كه در ذیل به چند نمونه از این نوع آیات اشاره می‌گردد:

1. آفرینش انسان در بهترین صورت و نظام:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ؛[6][كه‏] براستی انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم.

2. خداوند به دلیل آفرینش موجودی به نام انسان خود را برترین آفرینندگان می‌خواند:

ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛[7] آنگاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است.

3. برخوردار از روح خداوندی و مسجود فرشتگان: «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ؛[8] پس وقتی آن را درست كردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده در افتید.»

4. جانشین خدا در زمین:

وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً؛[9] و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «مندر زمین جانشینی خواهم گماشت.

5. انسان امانت دار امانت الهی:

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ؛[10] ما امانت [الهی و بار تكلیف‏] را بر آسمان‌ها و زمین و كوه‏ها عرضه كردیم، پس، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناك شدند، و [لی‏] انسان آن را برداشت.

6. انسان، واجد استعداد ذاتی و فطری برای درك و دریافت حقایق و اسرار هستی است:

وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا؛[11]و [خدا] همة [معانی‏] نام‌هارابهآدمآموخت.

در یك جمع‌بندی از این آیات می‌توان نكات زیر را می‌توان استفاده نمود:

اصل آفرینش و تكوین انسان، آفرینش كرامت آمیز است.

این كرامت، در بعد روانی و معنوی انسان نهفته است.

خاستگاه این كرامت، خداوند متعال، به عنوان آفریدگار انسان می‌باشد.

تمام انسان‌ها فارغ از رنگ، نژاد و... از سرمایة مشترك ذاتی الهی برخوردارند.

انسان از ظرفیت و توانمندی نا محدودی برخوردار است.

قابلیت‌های مثبتِ فطری در انسان، او را شایستة جانشینی خداوند و امانتداری وی قرار داده است. نیابت و جانشینی متعارف یا به دلیل غیبت منوب عنه است و یا به لحاظ عظمت و كرامت و علوّ مقام مستخلف. در خصوص استخلاف انسان از خداوند از نوع دوم است؛ یعنی، خداوند پس از آن‌كه انسان را بر جمیع مخلوقات خود برتری داد و كرامت بخشید، او را كه اشرف مخلوقاتش بود به عنوان خلیفة خود در زمین برگزید و امانتدار خویش قرار داد.[12]

آیۀ خاص: علاوه بر آیات عامی كه بر كرامت ذاتی انسان‌ها دلالت داشتند، آیه شریفۀ سوره مباركه إسراء به طور خاص و با صراحت تمام از كرامت ذاتی انسان سخن می‌گوید:

وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَی كَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً؛[13]و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنان را در خشكی و دریا [بر مركبها] برنشاندیم، و از چیزهای پاكیزه به ایشان روزی دادیم، و آنها را بر بسیاری از آفریده‏های خود برتری آشكار دادیم.

براساس دلالت صریح این آیه، خداوند انسان را به صورت ذاتی و تكوینی مورد تكریم قرار داده است. و كرامت اعطایی خداوند به انسان و فرزندان آدم بدون هیچ قیدی به رسمیت شناخته شده است. علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) مفسر بزرگ معاصر در تفسیر این آیه شریفه توضیح می‌دهد:

مراد از آیه، بیان حال جنس بشر است، صرف‌نظر از كرامت‌های خاص و فضائل روحی و معنوی كه به عده‏ای اختصاص داده، بنابراین، این آیه مشركین و كفار و فاسقین را زیرنظر دارد، چه­اگر نمی‏داشت و مقصود از آن انسان‏های خوب و مطیع بود معنای امتنان و عتاب درست در نمی‏آمد. [14]

البته در مورد این مسئله ‌كه ملاك این برتری كه خداوند به انسان‌ها فارغ از رنگ، قوم، زبان و... بر بسیاری از موجودات عطا نموده، چیست؟ عقل آدمی است؟ یا اراده و اختیار او؟و یا...؟ میان صاحب نظران دینی اتفاق نظر وجود ندارد، كه بررسی این موضوع در ظرفیت این نوشتار نیست.[15] اما به هرحال، اصل اعطای این كرامت از سوی خداوند به انسان، كه ما به دنبال آن هستیم، به وضوح از این آیه قابل استفاده است.

ادامه مقاله را در مجله نگاه فردا، شماره یک مطالعه نمایید.

[1]. ابن فارس، احمد، معجم مقائیس اللغة، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، چ اول، 1404ق، ج5/171؛  راغب اصفهانی، حسین، مفردات ألفاظ القرآن، دار العلم - الدار الشامیة، لبنان - سوریه، چ اول، 1412‍ق،ص: 707؛ قرشی، سید على اكبر، قاموس قرآن، دار الكتب الإسلامیة ، تهران، چ ششم، 1412ق، ج6/103.

[2]. مصطفوى، حسن، التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، مركز الكتاب للترجمة و النشر، تهران، چ اول، 1402‍ ق، ج10/47.

[3]. جعفری، محمد تقی، حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب، انتشارات دفتر خدمات حقوق بین الملل جمهوری اسلامی ایران، تهران،1370، ص279.

[4]. جعفرى، محمدتقى، رسائل فقهى، مؤسسة منشورات كرامت، تهران، چ اول، 1419‍ ق، ص 157.

[5].همان: 158.

[6]. تین: 4.

[7]. مومنون: 14.

[8]. حجر: 29 و ص: 72.

[9]. بقره: 30.

[10]. احزاب: 72.

[11]. بقره: 31.

[12]. محقق داماد، سید مصطفى،قواعد فقه، مركز نشر علوم اسلامى، تهران، ، چ دوازدهم، 1406‍ ق، ج2/114.

[13]. اسراء: 70.

[14]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: سیدمحمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم،1374ش، ج13/165.

[15].  نگ: پیشین، ج13/156.


طبقه بندی: مقالات علمی، 
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان