سپاس از بازدید شما
تاریخ : چهارشنبه 1391/10/6
تعهدات مؤجل در حقوق افغانستان و ایران
مقاله حاضر تحت عنوان تعهدات مؤجل در حقوق ایران و افغانستان در چهار بخش یا فصل ساماندهی شده است. در فصل اول واژهای همچون تعهد و اجل تعریف لغوی و اصطلاحی شده است و در مبحث دوم ویژگی­های اجل همانند عارضی بودن، وقوع در آینده و قطعی بودن وقوع آینده، بیان شده است. در فصل دوم تقسیمات اجل از حیث منشا به اجل قضایی و اجل قانونی و اجل قراردادی، تقسیم شده است. همچینین از حیث ارتباط اجل با عمل حقوقی به اجل تاخیری و اجل پایان بخش، تقسیم شده است. نیز شیوهای تعیین اجل به اجل مضبوط، اجل نامضبوط، اجل مجهول، تقسیم شده است. نیز توضیح داده شده که اجل در قراردادهای دینی به نفع داین، مدیون و هر دو می­باشد و هر كدام می­توانند از حق شان صرفنظر كند. در فصل سوم آثار اجل از قبیل وجود دین مؤجل، تاخیر امكان مطالبه، جلوگیری از تهاتر، تعلیق مرورزمان، عدم ضمان تلف و اثر اجل در زوال تعهد، آورده شده است. و در فصل چهارم سقو ط اجل مثل فرا رسیدن موعد، انصراف از اجل، سقوط قانونی كه با مرگ مدیون و ورشكستگی، اجل حال می­گردد و بالاخره با سقوط قرارداد اجل، قرارداد مؤجل به قرارداد معجل تبدیل می­گردد. بخش پایانی این مقاله به جمع بندی و نتیجه گیری مقاله اختصاص داده شده است.
تعهدات مؤجل در حقوق افغانستان و ایران

چکیده                                                         

مقاله حاضر تحت عنوان تعهدات مؤجل در حقوق ایران و افغانستان در چهار بخش یا فصل ساماندهی شده است. در فصل اول واژهای همچون تعهد و اجل تعریف لغوی و اصطلاحی شده است و در مبحث دوم ویژگی­های اجل همانند عارضی بودن، وقوع در آینده و قطعی بودن وقوع آینده، بیان شده است. در فصل دوم تقسیمات اجل از حیث منشا به اجل قضایی و اجل قانونی و اجل قراردادی، تقسیم شده است. همچینین از حیث ارتباط اجل با عمل حقوقی به اجل تاخیری و اجل پایان بخش، تقسیم شده است. نیز شیوهای تعیین اجل به اجل مضبوط، اجل نامضبوط، اجل مجهول، تقسیم شده است. نیز توضیح داده شده که اجل در قراردادهای دینی به نفع داین، مدیون و هر دو می­باشد و هر كدام می­توانند از حق شان صرفنظر كند. در فصل سوم آثار اجل از قبیل وجود دین مؤجل، تاخیر امكان مطالبه، جلوگیری از تهاتر، تعلیق مرورزمان، عدم ضمان تلف و اثر اجل در زوال تعهد، آورده شده است. و در فصل چهارم سقو ط اجل مثل فرا رسیدن موعد، انصراف از اجل، سقوط قانونی كه با مرگ مدیون و ورشكستگی، اجل حال می­گردد و بالاخره با سقوط قرارداد اجل، قرارداد مؤجل به قرارداد معجل تبدیل می­گردد. بخش پایانی این مقاله به جمع بندی و نتیجه گیری مقاله اختصاص داده شده است.

 
 مقدمه

یکی از موضوعات که در باب تعهدات مطرح است مسئله­ی تعهدات موجل است که متعهد و متعهدله برای اجرای تعهدشان زمانی را معیّن می­نمایند که در سرسید آن زمان تعهد در مرحله اجرا در آید. در مقاله­ی حاضر تعهدات موجل، از حیث جواز و عدم جواز، اقسام آن، دیگر آن که اجل به نفع كدام یك از طرفین است، آثار و پایان آن در حقوق افغانستان و ایران مورد نظر است که به صورت تطبیقی بررسی شود.
1. ضروت موضوع

موضوع حاضر از چند جهت ضرورت دارد که بررسی شود: 1) تعهدات مؤجل، در زندگی همه­ی افراد جامعه رایج و متداول است؛ 2) در حقوق افغانستان و ایران تعهدات مؤجل مجاز است یا مجاز نیست؛ 3) در صورت جواز قانونگذار دو کشور چی شرایطی را برای آن در نظر گرفته است؟ 4) آیا اجل به نفع یکی طرفین است یا به نفع طرفین قرارداد است؟
2. هدف تحقیق

هدف از تحقیق حاضر، شناختن قراردادهای موجل در حقوق دو كشور اسلامی افغانستان و ایران می باشد.
3. پیشینه تحقیق

موضوع حاضر در كتابهای حقوقی از جمله در کتابهای «نظریه عمومی تعهدات» و در «قواعد عمومی قراردادها» در ج:3. استاد كاتوزیان و «در تشكیل قراردادها و تعهدات» مرحوم شهیدی و «حقوق مدنی ج:1» امامی و در فقه در کتابهای مانند: «جواهر الكلام» محمد حسن نجفی، «تذكره الفقها» علامه حلی، «جامع المقاصد» محقق ثانی، «تحریر الوسیله» امام خمینی و «منهاج الصالحین» مرحوم خویی و سایر كتب حقوقی و فقهی كه در فهرست منابع آورده می شود بررسی شده است. در تحقیق حاضر، موضوع به صورت مقایسه­ای در حقوق افغانستان و ایران بررسی شده که تحقیقات قبلی فاقد آن است.
الف: تعریف و ویژگی­های تعهدات مؤجل
الف)1- تعریف لغوی

تعهدات جمع تعهد از نظر اهل لغت به معنای «شرط و عهد و پیمان و قرارداد و معاهده و ضمانت و كفالت و اجاره» (دهخدا، لغات نامه دهخدا/15، /782). می­باشد. مؤجل در كتب لغوی به معنای «فرصت و مهلت داده شده و مدت معین شده و مهلت دار، در مقابل معجل» تعریف شده است (دهخدا، همان، /45/41).
الف)2- تعریف اصطلاحی

در اصطلاح تعهد عبارت است از «یك رابط حقوقی، كه بموجب آن شخص یا اشخاص معین، نظر باقتضائ عقد یا شبه عقد یا جرم یا شبه جرم و یا بحكم قانونی ملزم بدادن چیزی یا مكلف به فعل یا ترك عمل معینی، بنفع شخص یا اشخاص معین می­شود» (لنگرودی، ترمینولوژی حقوق/ 166). در تعریف اجل گفته شده است که: «رویدادی است که در آینده بیگمان رخ می­دهد و امکان مطالبه یا ادامه­ی تعهدی را معلق می­کند» (کاتوزیان، حقوق مدنی، نظریه ی عمومی تعهدات1382/ 123) از تعریف مزبور چند وصف و یا ویژگی اصلی در شناخت معنی اجل استنباط می­شود که در مبحث دوم به آن پرداخته می­شود.
الف)3- ویژگی­های اجل

 برای اجل ویژگیهای ذکر شده است كه بعضی از نویسندگان حقوق این ویژگیها را تحت عنوان مقدمات اجل آورده اند. در توضیح آن چنین نوشته­اند «مقدمات اجل هر آن چیزی است كه اجل با در نظر گرفتن و تحقق آنها محقق می­شود». (انصاری و طاهری، دانشنامه­ای حقوق خصوصی، / 1/ 91) بعضی از نویسندگان حقوق آنرا تحت عنوان وصف اجل آورده است(كاتوزیان، همان، / 123،). كه آن ویژگیها عبارتنداز:
الف)3/1- عارضی بودن اجل

 اجل برای تعهد عارضی است و جزء جوهره و ذات تعهد به شمار نمی­آید؛ چنانچه عرضی بودن اجل از ماده 344. ق. م. ایران فهمیده می­شود که در آن ماده قانونگذار ایران چنین مقرر داشته است: «اگر در عقد بیع شرطی ذكر نشده یا برای تسلیم مبیع یا تادیه قیمت موعدی معین نگشته باشد، بیع قطعی و ثمن حال محسوب است..». و همچینین قانونگذار افغانستان در ماده 1066 ق. م. اف. بیان داشته است: «بیع مطلقی كه در آن از تعجیل ثمن ذكری بعمل نیآمده باشد، ثمن آن بصورت معجل پرداخته می­شود، مگر اینكه عرف بخلاف آن حكم كند» نیز اصل بودن قرارداد معجل و عارضی بودن قرارداد مؤجل، را بیان می­دارد. در فقه هم فقیهان اصل را بر معجل بودن قرارداد می دانند «من ابتاع شیا مطلقا او اشترط التعجیل كان الثمن حالا» (حلّى، شرائع الإسلام /‌2/ 19؛ نجفى، جواهر الكلام/23/ 98) لذا تا زمانی كه تمام عنصر ذاتی تعهد به طور كامل تحقق پیدا نكند اجل برای آن قابل تصور نخواهد بود. اجل فقط برای عقودی زمانی قابل تصور است لا غیر.
الف)3/2- وقوع درآینده

 اجل در اصطلاح حقوقی آن­استكه حال نشده باشد؛ لذا گذشته و حال داخل در اجل حقوقی نیست. در مورد آن چنین استدلال شده است: «اجل در واقع میعاد (سرآمدی مقرر) برای انجام التزام، تعهد و یا انقضای آن است و در عمل جز در آینده نمی­تواند باشد» (انصاری و طاهری، همان، / 1/ 91) مانند شخصی كه مدیون است دین را در زمان سرآمد معین پرداخت كند، لذا گفته شده «بدون در نظر گرفتن عنصر آینده نمی­توان اجل را معلوم داشت». (همان). در توضیح این ویژگی بیان شده است: اجل موعدی است در آینده که ممکن است به زمان معینی، مشخص شود؛ مانند: تعهد مدیون به پرداخت دین بمدت 2ماه بعد از اخذ دین و یا به بوجود آمدن رویدادی که در آینده قطعی الوقوع است؛ مانند: برآمدن خورشید. در نتیجه اینکه زمان قطعی را باید معین کرد تا ابهامی وجود نداشته باشد. مثل مرگ طلبکار یا آمدن حاجیان از حج و طبق این ویژگی وصیت جزء تعهد موجل نیست بلكه جزء تعهد قراردادی معلق است. هرچند در کشور­های همانند فرانسه، سوئیس و مصر در حقوق شان و یا کشورهایکه تقلید از آنها کرده­اند، می­توان اجرای موعد تعهد، نامعین باشد؛ مثل مرگ طلبکار یا متعهد. دراین صورت وصیت هم از تعهد موجل به حساب می آید نه معلق.
الف)3/3- قطعی بودن وقوع

اجل در التزامات و تصرفاتی قابل تصور است كه وقوع آن مسلم باشد. لذا تعیین اجل برای امری كه تحقق آن قطعی نیست بی فایده خواهد بود؛ بدین توضیح كه قطعی بودن وقوع از ویژگی­های اجل در برابر شروط تعلیق است. بدین معنا اگر وقوع امری که انجام تعهد، منوط به آن شده است، در آینده قطعی و مسلم باشد دین موجل است و اگر قطعی نباشد دین معلق است. معیار تشخیص قطعی و غیر قطعی بودن وقوع، عرف است که به صورت نوعی و بادر نظر داشت درجه­ی اطمینان عرفی مشخص می­شود. (کاتوزیان، همان/ 124) براساس این ویژگی در تعهدی که منوط به واقعه­ای شده که در واقع محتمل الوقوع است ولی طرفین اعتقاد به قطعی الوقوع بودن آن امر محتمل الوجود دارند؛ دراین فرض تردید شده است که این تعهد موجل است یا معلق است. بعضی جهت این تردید را چنین بیان می­دارد: «1- ازآنجا که تعلیق تعهد از آثار کیفیت انشا است به نظر می­رسد که دو طرف به این اعتقاد که وقوع امری در آینده قطعی است تعهد را منوط به آن بکند تعلیق واقعی رخ نمی­دهد تعهد از حیث انشا منجز است هرچند در موجل بودن تعهد شک وجود داشته باشد؛ 2- از سوی دیگر آنچه واقع شده است تعلیق تعهد به امر محتمل است باید آنرا معلق دانست».(همان). در تعیین مدت اجل میان فقیهان این فرض مطرح شده است كه آیا در تعیین مدت اجل، معیّن بودن زمان و مدت اجل فی حد نفسه معتبر است یعنی مدت اجل ذاتا معلوم باشد و لو اینكه متعاقدین و طرفین تعهد از آن آگاهی نداشته باشد؛ مثل زمان را به هنگام رسیدن بعضی ازمان­ها(فروردین)قرار دهد یا آن­كه علاوه بر معیّن بودن مدت در حد ذاتش، باید متعاقدین و طرفین تعهد هم به آن مدت معین آگاهی داشته باشند تردید شده است؛ عده­ای از فقیهان نظر اول را بر گزیدند و گروهی از فقیهان دیدگاه دوم را پذیرفته­اند. از نظر شیخ اعظم انصاری نظر دوم به دلیل قاعده­ی نفی ضرر قوی­تر از نظر اول است. (انصارى، المكاسب/‌6/ 202) صاحب جواهر الكلام بعد از نقل دو قول كه قول دوم را به صاحب دروس نسبت می­دهد (آنرا به خاطر جهالت درست نمی­داند) و خودشان متمایل به نظر اول است؛ زیرا درباره نظر اول كه اشكال بر قول دوم می­كند می­فرماید: «ان للنظر فیه(دوم) مجال». (نجفى، همان: ‌23/ 101). پس اگر اجرای تعهد منوط به زمان قطعی الوقوع باشد تعهد موجل است و اگر به حادثه­ی دیگر باشد تاریخ وقوع آن معلوم نیست معلق است؛ مانند زمان فوت متعهد یا طلبکار. سوالی که اینجا بذهن می­رسد این استكه چرا زمان اجل معین باشد؟ در صورت نا معین بودن اجل چه ضمانت اجرای وجود دارد؟ جواب این سوال در طی دو مطلب بیان می­گردد:
الف)3/3/1- لزوم تعیین مدت اجل

 حقوق بسیاری از کشور­ها کافی می­داند که وقوع اجل در آینده مسلم باشد هرچند زمان تحقق آن معین نباشد، مانند آن­که اجرای تعهد منوط به فوت متعهد یا طلبکار باشد(مثل وصیت و بیمه­گر، در بیمه­ی عمر). ولی در حقوق اسلام فقیهان فرمودند باید مدت اجل معین باشد تا احتمال زیادی و نقصان در آن راه نداشته باشد. محقق در شرایع دراین خصوص نوشته است:

ولا بد من ان تکون مدت الاجل معینا، لا یتطرق الیها احتمال الزیاده والنقصان (حلّى، همان/‌2 / 19).

برخی از فقهیان در این زمینه می­نویسند:

یجوز اشتراط تأجیل الثمن مدة معینة‌غیر محتملة مفهوما و لا مصداقا للزیادة و النقصان غیر المسامح فیهما فلو لم یعین كذلك بطل بلا خلاف ظاهرا للغرر و لما دل فی السلم الذی هو عكس المسألة على وجوب تعیین الأجل و عدم جواز السلم إلى دیاس أو حصاد» (انصارى، المكاسب/‌3/ 109).

در قانون مدنی ایران حکم صریحی برای تعیین مدت اجل دیده نمی­شود. لکن در ماده­ی 226 ق. م که شرایط امکان مطالبه خسارت عدم انجام متعهد را بیان می­کند قید معین برای زمان تعهد آمده است. همین قید در ماده 399ق. م. درباره­ی شرط خیار بیان شده است. از آنجاکه، اجل تعهد، در مقدار قیمت و ارزش آن اثر می­گذارد و اجل مبهم، هم موجب ابهام در ارزشهای مبادله می­گردد «للاجل قسط من الثمن» (كاتوزیان، قواعد عمومی قراداد ها، / 3، ش: 574) که مثال بارز آن در عقد بیع است که در آن شرط اجل تسلیم مبیع و ثمن نا معین باشد این نا معین بودن شرط، موجب جهل به یکی از دو بدل عوض و معوض می­گردد. (امامی، حقوق مدنی/ 1/281) در نتیجه باید مدت اجل معیّن باشد به گونه­ای که ابهام در آن وجود نداشته باشد.

حال اگر زمان و موعد اجل در تعهدات معین نشود دارای چی ضمانت اجرا می­باشد؟ كه در مبحث بعدی به جواب از آن پر داخته می­شود.

الف)4- ضمانت اجرای عدم تعیین زمان تعهد

ادامه مقاله را در مجله نگاه فردا شماره چهار مطالعه نمایید.
نویسنده: محمد اسحاق امینی
 


طبقه بندی: مقالات علمی، 
کلیدواژه: تعهدات مؤجل در حقوق افغانستان و ایران،
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان