تبلیغات
گروه مطالعاتی نگاه فردا - شماره های 15-16 فصلنامه نگاه فردا، منتشر شد


سپاس از بازدید شما
تاریخ : سه شنبه 1394/09/3
شماره پانزدهم و شانزدهم فصلنامه نگاه فردا، ویژه بهار و تابستان  1394، منتشر شد.
آنچه در این شماره می‌خوانید به ترتیب بخش های فصلنامه عبارتند از:
نـــــگاه نخست
دولت اشرف غنی از شیطنت شعار تا پارادوکس عمل/عبدالعلی عادلی
انـــــــدیـــشــــــه
شیوه های ایجاد خانواده متعادل در سیره ی حضرت زهرا (س) /شکوفه اخلاقی
آراء سیدجمال الدین و سید احمدخان هندی درباره غرب/ محمدانورمحمدی
جبران خسارت معنوی از منطر فقه امامیه و قانون افغانستان/ محمدمهدی امینی
سیاست و اجتماع
تعلیم وتربیت به روایت آمار در مالستان معاصر/ محمدشریفی
علل و زمینه های تأثیرگذار بر افکار و رفتارسیاسی و نظامی طالبان/ امان الله ناطقی

جریان نقل گرایی معاصر اهل سنت بستری برمبانی فکری جریان داعش/ محمدصادق افتخاری
روزنــــــــــه
زندگی نامه، خصوصیات اخلاقی، خدمات اجتماعی و فرهنگی حاج خلیلی مالستانی (ره)/محمدصادق افتخاری



نــــگاه نـخــست/عبدالعلی عادلی

دولت اشرف غنی از شیطنت شعار تا پارادوکس عمل: افغانستان در سالی که می‌گذرد رویدادهای تلخی‌را تجربه نموده است که پس از سقوط طالبان در نوع و اهمیت خود بی سابقه بوده است. تشدید و گسترش نا امنی در اکثر ولایات کشور، انتقال معنادار بحران به مناطق امن، تحرکات مرموز حلقات استخباراتی طالبان، ظهور گروه نام نهاد داعش و بروز قتل های خشن و زنجیره ای توسط آنان در جای جای کشور و...، نمونه‌های از این دست حوادث اند که کارنامه‌ی یک ساله دولت وحدت ملی به ریاست اشرف غنی احمدزی را رقم زده است. نکته‌ای مهم که در واقع مخرج مشترک این اتفاقات را تشکیل می‌دهد روایت ابهام‌آمیز از مدیریت کلان کشور و بروز و رسوخ ناامیدی‌ها نسبت به آینده است؛ کارگردانان حکومت وحدت ملی به عنوان نهاد اجرایی، در عین فقدان اقتدار و اشراف لازم در مهار خشونت و تامین امنیت جان شهروندان، خود نیز در متن این تحولات، بازی مرموزی را روی دست گرفته است که هارمونیک آن تمسخر ثبات کشور را، ساز می‌زند.

اشرف غنی احمدزی از متن یک انتخابات پر ابهام و توافق تحمیلی بر کرسی ریاست جمهوری کشور تکیه زده است. او از ابتدا درکسوت یک روشنفکر ملی مدعی بود که بر نابسامانی های تاریخی در این کشور نقطه پایان خواهد گذاشت و بسترهای بی عدالتی و خشونت را برخواهدچید، اما به مرور در پارادوکسیکال تئوری ـ عمل، دچار گردید و ازمفاهیمی مانند«عدالت»، «نظام عادل»، «مشارکت ملی در ساختار نظام سیاسی»، «نظام سیاسی دموکراتیک»، «مدنیت»، «حقوق شهروندی»، «پایبندی به ارزش های قانون اساسی»، «جلوگیری از فرهنگ نفرت، خشونت و نژادپرستی در مناسبات ملی»، «کنار گذاشتن سیاست حذف» و...، به عنوان ابزاری برای تداوم قدرت، استفاده نمود و عملا به تلقی آن دسته از اقوام غیرپشتون که قبل از انتخابات احمدزی را به نگاه پشتون گرایی متهم می کرد، صحه گذاشت.
احمدزی پیش از انتخابات سال گذشته درمتن جامعه‌ی هزاره‌ چندان جایگاه نداشت. تنها در فرایند انتخابات، برخی از روشن‌فکران هزاره به دلیل جذابیت سواد اشرف غنی و پیروی از استاد خلیلی به سوی او متمایل شدند. حضور سروردانش درتیم انتخاباتی اشرف غنی و پس از آن به حیث معاون دوم نیز، نه دلگرمیِ برای هزاره‌ها ایجاد نکرد که به دلیل شخصیت کنش‌گر اشرف عنی، بیشتر مایه‌ی نگرانی هزاره‌ها را فراهم آورد. از سوی دیگر حضور آدم‌های افراطی و جنجالی مانند حنیف اتمر، جنرال طاقت اسماعیل یون و...، در تیم انتخاباتی و بدنه حکومت اشرف غنی بر نگرانی هزاره‌ها افزود.
برخلاف رویکرد روزهای نخست ریاست اشرف غنی که امید و خوش‌بینی خلق کرد؛ نه‌تنها دستاوردهای حکومت ملی شانس صعود به مقیاس مطلوب و مورد انتظار را نیافت، که به حجم نگرانی‌ها و نارضایتی‌های امنیتی افزوده شد. نرخ بی‌کاری بالا رفت و فقر،‌ فرصت فزایندگی یافت و از همه مهم‌تر فکر فرار و میل مهاجرت به‌عنوان برآیند بی‌اعتمادی به آینده، امکان افزایش و گسترش را نصیب شد.
احمدزی با کارنامه چندماهه خود ثابت نمود که از مجرای تعصب تباری به خشونت دامن می زند. قومیت‌اندیشی و انتساب امتیازات سیاسی و اجتماعی به طبیعت و خون که کانون اصلی بحران ملّی در افغانستان محسوب می گردد پارادایم تفکر او را شکل داده است که حذف، تحقیر، حق‌کشی و بحران را تداوم خواهد بخشید.
مردم بلاکشیده ی هزاره که در چند سده‌ی اخیر، قربانی مستقیم تفکر حذف از سوی پشتون های تبار درانی واقع شده بود، در دولت اشرف غنی که عنوان حکومت وحدت ملی را نیز باخود یدک می کشید، از ابتدا سعی نمود تا گذشته‌ی دردناک تاریخی خود را بسان دوره سیزده ساله کرزی نادیده بگیرد و همنوا با  ارگان های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، به توسعه و سامان سازی زیرساخت های کشور بیاندیشد. اما دریغ که در فرایندیک سال و اندی که از عمر دولت جدید می گذرد چیزی جز اعتمادکشی و حاشیه نیشنی نصیب‌شان نگردید.
 مردم هزاره در این مدت نه به سهم متوازن در بدنه حکومت وحدت ملی رسید که حوادث تلخی را از آدرس شورشیان متحمل گردید که از مهم ترین آنها فاجعه‌ی «عروس غور»، کشتارهای جوزجان، مالستان، دای‌چوپان، جلریز، زابل و نیز اسارت و به گروگان رفتن 31 نفر، 13 نفر، نُه نفر و هفت نفر تا راه‌گیری‌های دره‌ی غوربند، دره‌ی میدان، دشت قره‌باغ، زابل، غزنی، غور، سرپل، جوزجان و ... ؛ بوده است که هرکدام در سایه سکوت و بی پروایی معنادار متولیان تأمین امنیت و شخص اشرف غنی صورت یافته است.
با گذشت هر‌روز، ناکامی‌ها و ناتوانی‌های حکومت وحدت ملی نمایان‌تر و برجسته‌تر می‌شود. متناظر با آشکار‌شدن ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های حکومت در عرصه عمل (‌به‌رغم مهارت‌هایی که رییس‌جمهور و رییس اجرایی در وادی وعده‌دهی از خود به یادگار گذاشت) طبیعی است که نگرانی‌ها و ناامیدی‌های مردم نیز رو به فزایندگی و گستردگی می‌رود؛ ناامیدی‌ها و نگرانی‌هایی که به طور طبیعی، نارضایتی و ناخرسندی به بار می‌آورد و مشروعیت حکومت را رو به کاهش و کم‌رنگی می‌برد. با مشاهده وضعیت نابه‌سامان و نابه‌هنجار فعلی، نوستالژی روزهای نخست ریاست‌جمهوری اشرف غنی، امکان خودنمایی می‌یابد.
مردم هزاره در متن تحمل این فجایع و خسارت ها، هنوز عقل جمعی را قربانی احساسات نکرده و در راستای مطالبات حق محورانه ی خود برگفتمان عدالت محور که میراث ماندگار شهدای تاریخ افغانستان و در رأس آنها مزاری جاوید یاد محسوب می گردد به عنوان گزینه‌ی بدیل گفتمان سلطه در افغانستان تأکید نموده است. مطابق این گفتمان هزاره ها حل مسأله‌ی کوچی را از اشرف غنی نمی‌خواهند، نگرانی اصلی هزاره‌ها آن است که اشرف غنی- که خود به قبیله کوچی تعلق دارد؛ پشتوانه‌ی سیستمی برای هجوم کوچی‌ها و تصرف جایدادشان نسازد؛ آن‌چنان که حشمت غنی برادرش در مناظره با عزیز رویش گفت و ادعا کرد که «شما هزاره‌ها بر سر جایداد شرعی کوچی‌ها نشسته‌اید!».
دغدغه‌ی مهم که در فراخنای آشوب و بحران یک سال اخیر ذهن هر پرسشگری را به خود مشغول می سازد این است که آیا نسل جدید هزاره بعد از این همه مبارزه و قربانی‌دادن برای عدالت‌ و حق‌خواهی، بدان حدی از تعهد و آگاهی رسیده‌است که با تعقیب سیر عدالت خواهی به سیاست حذف سیستماتیک نقطة پایان بگذارند؟ یا این که این روند هم چنان ادامه خواهد یافت و عدالت‌خواهی در گرد و خاک ابتذال سیاست و قدرت گم خواهد شد ؟ پاسخ این سوال را گذر زمان روشن خواهد ساخت و باید منتظر ماند که این نسل سرگردان چگونه از این آزمون بزرگ بیرون می‌آید؟ از دید من روزهای سخت اما امیدبخشی پیش‌ روست مشروط برآنکه سیرکلی عدالت خواهی را برمنطق گذار از تفکر رسوب یافته قومیت گرایی دنبال نماییم و به وسیله نهادهای فرهنگ ساز نظیر نهاد تعلیم و تربیت، رسانه ها، شبکه های اجتماعی و....، زمینه ی نهادینه شدن نوعی پلورالیسم سیاسی و اجتماعی را در نسل جدید جامعه فراهم کنیم که در پرتو آن اعتبار و اهمیت مساوی برای فرهنگ های متعدد و متفاوت به رسمیت شناخته شود و همگان در تمام عرصه های حیات سیاسی و اجتماعی از حقوق مشابه و مساوی برخوردار شوند و تفاوت های قومی نیز به مثابه ی دیگر پارامترهای حیاتی کل ملت، مورد احترام و تجلیل قرار گیرد.


طبقه بندی: نشریه نگاه فردا،  ولسوالی مالستان ،  مقالات علمی،  سیاست و اجتماع، 
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان