تبلیغات
گروه مطالعاتی نگاه فردا - گزارشی از فاجعه اسفناک جلریز و عوامل پشت صحنه آن


سپاس از بازدید شما
تاریخ : یکشنبه 1394/04/14
روز پنجشنبه (۱۱ سرطان) صدها نیروی طالبان با حمله به ولسوالی جلریز ولایت میدان وردک و محاصره پوسته‌های امنیتی که ۷۲ ساعت به طول انجامید، بیش از ۲۰ سرباز پولیس را کشتند و حدود ۹ پوسته امنیتی را به تصرف خود درآوردند. این حادثه به چند دلیل به شدت در میان مردم و رسانه‌ها منتشر شد و واکنش‌های زیادی را برانگیخت. ابتدا اینکه تمامی کشته‌های این حادثه از قوم هزاره بوند، دوم اینکه این حادثه در ۶۰ کیلومتری شهر کابل و ارگ ریاست جمهوری صورت گرفت، سوم اینکه علی‌رغم درخواست‌های فراوان نیروهای امنیتی محاصره شده در جلریز هیچ کمکی به آن‌ها نشد و چهارم اینکه رهبران قومی در این حادثه یک نقش کاملاً خنثی داشتند. بدون شک عوامل زیادی در وقوع حادثه بخشی از جنگ نیروهای امنیتی با مخالفان مسلح دولت جنگ استخباراتی است. اما نیرویی که آموزش جنگ استخباراتی را ندیده باشد در نتیجه در مقابل دشمن خود شکست می‌خورد. جلریز دخیل بودند؛ که مهترین آن‌ها عملکرد «نیروهای امنیتی»، «مسئولان امنیتی و نظامی»، «رهبران حکومت وحدت ملی»، «رهبران قومی» و «نیروهای خارجی» می‌باشند.

۱. نیروهای امنیتی: علی‌رغم شجاعت نیروهای امنیتی در مقاومت ۷۲ ساعته در مقابل هجوم صدها طالب و سپس شهادت مظلومانه آن‌ها، باید گفت که این نیروها به‌شدت دچار ضعف آموزشی هستند.
نیروی‌های امنیتی در کنار اینکه تجهیزات لازم برای جنگ با طالبان همانند سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین را در اختیار ندارند، آموزش نظامی کافی نیز ندیده‌اند. خصوصاً در مورد سربازان پولیس محلی که به شدت در قسمت آموزش دچار ضعف هستند.
آن‌ها همچنین از آموزش‌های استخباراتی نیز محروم بوده‌اند. به عنوان مثال نیروهای امنیتی موبایل خود را به راحتی وارد پوسته‌های امنیتی می‌کنند. ما هر روزه شاهد هستیم آن‌ها از خود و پوسته‌های نظامی که در آن حضور دارند عکس گرفته و در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند. آن‌ها همچنین به راحتی از پوسته‌های خود با خبرگزاری‌ها تماس می‌گیرند و از وضعیت امنیتی پوسته‌های خود با دیگران سخن می‌گویند.
باید قبول کنیم که بخشی از جنگ نیروهای امنیتی با مخالفان مسلح دولت جنگ استخباراتی است. اما نیرویی که آموزش جنگ استخباراتی را ندیده باشد در نتیجه در مقابل دشمن خود شکست می‌خورد.
۲. مسئولان امنیتی: مسئولان امنیتی کشور نیز مبتلا به آسیب‌هایی
آیا مقام امنیتی یا نظامی که با واسطه و رشوت به چوکی رسیده باشد و به فکر مسائل قومی و حزبی و منطقه‌ای باشد و در فساد اداری و قاچاق مواد مخدر نیز غرق باشد می‌تواند در مقابل دشمنان ملت از ملت دفاع کند؟
همچون «قوم‌گرایی»، «منطقه‌گرایی»، «فساد اداری» و «مسلکی نبودن» هستند.
مسائل قومی و حزبی و منطقه‌ای نه تنها در میان مردم و دانشگاهیان و عالمان دینی و فرهنگیان که در میان نیروهای نظامی نیز راه یافته است. هر مقام امنیتی تلاش می‌کند تا امتیازات بیشتری را برای قوم و منطقه خود بگیرد. مقامات امنیتی تنها به قوم و حزب و منطقه خود فکر می‌کنند. آن‌ها نیروهای امنیتی را عرصه دیگری برای انتقام‌گیری‌های قومی و خانوادگی و حزبی و منطقه‌ای خود می‌دانند.
«فساد» نیز از دیگر مشکلاتی است که مقامات نیروهای امنیتی را در خود کشانده است. چند هفته پیش بود که خبر درگیری دو فرمانده پولیس کابل بر سر یک دختر تیتر اول رسانه‌ها شد. همچنین در روزهای گذشته بود که یک مقام ارشد امنیتی ارتش در شمال افغانستان به جرم قاچاق مواد مخدر بازداشت شد.
دخالت مقامات سیاسی در عزل و نسب‌ها در میان مقامات امنیتی نیز باعث شده است تا پای افراد غیرمسلکی به سطوح بالای وزارت داخله، ریاست امنیت ملی، ارتش، پولیس و وزارت دفاع باز شود. هر روزه شاهد است هستیم که فرزند یک مقام سیاسی یا قوماندان جهادی به ریاست بخشی از یک اداره امنیتی و یا نظامی منسوب شده است.
آیا مقام امنیتی یا نظامی که با واسطه و رشوت به چوکی رسیده باشد و به فکر مسائل قومی و حزبی و منطقه‌ای باشد و در فساد اداری و قاچاق مواد مخدر نیز غرق باشد می‌تواند در مقابل دشمنان ملت از ملت دفاع کند؟
۳. رهبران حکومت وحدت ملی: مقامات عالی حکومت، خصوصاً رهبران حکومت وحدت ملی در عمر کوتاه زمام‌داری خود نشان دادند تا چه اندازه به فکر امنیت افغانستان
رئیس‌جمهور و رئیس اجرائیه به همراه معاونین اول و دوم خود، در این مدت که از تشکیل حکومت وحدت ملی می‌گذرد جز به چوکی و پست و مقام و وزارت به چیز دیگری فکر نکرده‌اند.
و نیروهای امنیتی هستند.
رئیس‌جمهور و رئیس اجرائیه به همراه معاونین اول و دوم خود، در این مدت که از تشکیل حکومت وحدت ملی می‌گذرد جز به چوکی و پست و مقام و وزارت به چیز دیگری فکر نکرده‌اند.
افغانستان در آتش ناامنی و بی‌ثباتی و می‌سوزد و آن‌ها همچنان برسر انتخاب وزیر دفاع و رئیس کمیسیون اصلاحات انتخاباتی جنجال دارند.
وزارت دفاع و نیروهای زیرمجموعه‌های آن قربانی رقابت‌های سیاسی رئیس جمهور و رئیس اجرائیه و قوم و قبیله خود هستند.
آیا این وزارت دفاع می‌تواند در مقابل دشمنان افغانستان ایستادگی کند؟
آیا رئیس جمهور و رئیس اجرائیه و معاونین آن‌ها که تا هنوز بر سر پست ریاست کمیسیون اصلاحات انتخاباتی توافق نکرده‌اند می‌توانند جنگ در برابر طالبان و داعش را رهبری کنند؟
آیا رئیس جمهوری که با هدایت آمریکا در تلاش برای صلح با طالبان است می‌تواند در مقابل طالبان بجنگد؟

۴. رهبران قومی: رهبران قومی در افغانستان به فکر هر چیزی هستند جز قوم خود. آن‌ها تنها در هنگام انتخابات به میان مردم می‌آیند و رأی خود را جمع می‌کنند بار دیگر مردم را به حال خود واگذار می‌کنند.
رهبران قومی که زمانی که خارج از حکومت بودند نیز از حکومت انتقاد می‌کنند و اکنون نیز که بخشی از حکومت هستند از حکومت انتقاد می‌کنند.
محمد محقق در جریان تشیع شهدای جلریز با انتقاد از حکومت وحدت ملی گفته بود که «این حکومت دیگر وحدت ملی نیست». محقق مشکلات حکومت وحدت ملی را می‌بیند
محقق مشکلات حکومت وحدت ملی را می‌بیند و از آن مدام انتقاد می‌کند ولی استعفاء نمی‌دهد. مردم نمی‌دانند که همکاری او با حکومت وحدت ملی را باور کنند یا انتقاد او از این حکومت را؟
و از آن مدام انتقاد می‌کند ولی استعفاء نمی‌دهد. مردم نمی‌دانند که همکاری او با حکومت وحدت ملی را باور کنند یا انتقاد او از این حکومت را؟
به هر حال اصرار محقق بر حفظ چوکی خود در ارگ و خارج نشدن از حکومت به ظاهر وحدت ملی تنها نشان دهنده همدستی وی با خیانت‌های رهبران حکومت وحدت ملی است.
هر قطره خونی که در نتیجه بی‌لیاقتی رهبران وحدت ملی بر زمین می‌ریزد بدون شک دست رهبران قومی که شامل این حکومت هستند نیز به آن آلوده است.
پس از شهادت نیروهای امنیتی در جلریز این رهبران قومی (محقق، دانش و خلیلی) تنها به محکوم کردن این حادثه و محکوم کردن حکومت وحدت ملی اکتفا کردند. تنها اقدامی که آن‌ها برای سربازان هزاره محاصره شده در جلریز کرده بودند تنها تلفن کردن به فلان وزیر و فلان مقام امنیتی بود و بس. آیا با تلفن مشکلات قوم هزاره حل خواهد شد؟ چرا ایشان همان شب مستقیم به وزارت دفاع یا داخله نرفتند؟ مگر آن جوانان هزاره نبودند و مگر این رهبران، رهبران قومی نبودند؟
حتی آقای دانش به عنوان معاون دوم رئیس جمهور گفته است که «حادثه جلریز یک درگیری ساده بوده است.» البته آقای دانش حق دارند. به هر حال ایشال رای خود را از مردم گرفته‌اند و اکنون کشته شدن بیش از بیست جوان بدست طالبان برای ایشان یک درگیری ساده است.
۵. نیروهای خارجی: نتیجه عملکرد نیروهای خارجی در افغانستان دقیقا نیز همین چیزی است که این روزها مردم در چهار گوشه افغانستان شاهد هستند.
«حملات سنگین طالبان به ولسوالی‌های ولایت‌های بدخشان، تخار، کندز، جوزجان، سرپل،
نتیجه عملکرد نیروهای خارجی در افغانستان همین چیزی است که این روزها مردم در چهار گوشه افغانستان شاهد هستند.
فاریاب، هرات، غور، فراه، نیمروز، هلمند و قندهار و غزنی و میدان وردک و کابل»، «فعالیت‌های داعش در ننگرهار و هلمند و فراه»، «ناتوانی نیروهای امنیتی تربیت شده بدست آیساف» و «پیگیری صلح با طالبان پس از یک دهه جنگ با آن‌ها» تنها گوشه‌ای از نتایج برنامه آمریکا و همپیمانان وی برای مبارزه با تروریسم در افغانستان بود.
سؤال این است که چرا نیروهایی امنیتی و نظامی افغانستان که به طور صد در صد توسط نیروهای خارجی به رهبری آمریکا تربیت شده‌اند نمی‌توانند امنیت را در افغانستان تأمین کنند؟
چرا آمریکا به حکومت افغانستان فشار می‌آورد که با طالبان صلح کند؟ طالبانی که دستانش به خون هزاران زن و مرد و کودک بی‌گناه آلوده است.
حادثه جلریز و حوادث مشابه آن که در هفته‌های اخیر اتفاق می‌افتند، درگیری ساده‌ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن رد شد. حادثه جلریز نشان داد که رهبران حکومت ملی در اداره کشور ناتوان هستند. حادثه جلریز نشان داد که رهبران قومی تنها به فکر خود هستند. حادثه جلریز نشان داد که ساختار امنیتی افغانستان در مقابل دشمنان افغانستان ناتوان است. حادثه جلریز نشان داد که بیش از یک دهه جنگ نیروهای خارجی در افغانستان نتیجه‌ای جز جنگ بیشتر نداشته است.

طبقه بندی: هزاره های افغانستان،  سیاست و اجتماع،  گروهک طالبان،  گزارش خبری، 
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان