تبلیغات
گروه مطالعاتی نگاه فردا - علت‌ اصلی دشمنی‌های تاریخی با هزاره‌ها چیست؟


سپاس از بازدید شما
تاریخ : یکشنبه 1394/03/24
Image result for ‫شوکت علی محمدی‬‎برخی از جوانان، به دلیل دغدغه‌ی سرنوشت و مشارکت سیاسی در افغانستان، مذهب تشیع را مانع جدی در بازی سرنوشت سیاسی و موجب شکست‌های تاریخی هزاره‌ها می‌دانند. حقیقت و واقعیت چیست؟ آیا مذهب به عنوان یک متغیّر تک عاملی در قتل عام، غصب سرزمین‌های حاصل‌خیز، آوارگی و تبعید هزاره‌ها و.... نقش داشته است؟ یافتن پاسخ تحقیقی برای پرسش زبرین، برای هزاره‌ها حیاتی است. عامل اصلی که انگیزه‌ی تهاجم در برابر هزاره‌ها را ایجاد کرده چیست؟ پیش از پرداختن به پاسخ لازم است بدانیم هویت چیست؟ عناصر تشکیل دهنده‌ی هویت کدام است؟
هویت: هویت، به زبان ساده، به معنای داشتن تصور روشن از خود، جامعه و جهان است. عناصر هویت، مجموعه‌ی تفکیک‌ناپذیر است. عناصر هویت مانند سرزمین، تاریخ، فرهنگ و زبان، تمدن، قومیت، آثار تاریخی، و... که بیشترین عناصر هویت، عناصر اکتسابی است. تاکید بر هویت طبیعی (خون و ژن) به فاشیسم منجر خواهد شد. هویت صرفا خونی نیست، چون هویت خونی، هویت طبیعی است، و طبیعت از اختیار انسان بیرون است. هویت طبیعی مانند پیوست تباری، قد، رنگ و... نه موجب افتخار است و نه باعث ملالت و ملامت.

برای روشن مساله، یک فرض و پرسش مطرح می‌کنم که پاسخ آن مساله را روشن می‌کند. اگر صرفِ خون و تبار اصالت داشته باشد، یک هزاره‌ی خیانت‌کار با پدر تاریخ معاصر، مرحوم کاتب هزاره یا شهید مزاری برابر باشد، آیا چنین است؟
مسلم است که پاسخ‌ منفی است، چون هزاره‌ی خیانت‌کار، به هزاره‌ها ضرر زده و می‌زند، اما مرحوم کاتب هزاره و شهید مزاری از احیاگران هویت هزارگی‌اند. دلیل برتری و محبوبیت‌شان، تلاش‌ها، زحمت‌ها و فضیلت‌های اکتسابی است.
سطوح هویت:
هویت اجتماعی انسان، دارای سطح‌های مختلف است. انسان در هر سطح هویت با جمعی شریک و از جمعی ممتاز می‌شود. دین، فرهنگ، زبان، کشور، تمدن و... هر کدام سطحی از هویت انسان را تشکیا می‌دهد.
هویت تک عاملی نیست، بلی ما در سطح هویت ملی با همه‌ی شهروندان کشور شریکیم، در سطح فرهمگ و زبان با همه‌ی پارسی زبانان، در سطح هویت قومی، با هزاره های سنی شریکیم، در سطح هویت مذهبی با همه‌ی شیعیان شریکیم، پس از همه اشتراک‌ها باید سود جست.
من هویت هزاره‌ها را در مذهب تشیع منحصر نمی‌دانم، بخشی از بدنه‌ی جامعه‌ی هزاره، سنی هستند و به آزادی مذهبی کاملا احترام دارم. من تاکید می‌کنم، بیداری هزاره‌های سنی خوش‌حال کننده است، به تقویت جریان هویت‌جویی و‌عدالت‌خواهی منحر می‌شود. اما چرا عنوان «شورای هزاره‌های سنی» برگزیده شده؟ چون هویت مذهبی برای‌شان مهم است و نمی‌خواهند بار هم‌تباران‌ شیعه‌ی‌شان را به‌دوش بکشند، همان گونه که شیعیان غیر هزاره نمی‌خواهند خود را با جامعه‌ی شیعی هزاره همسرنوشت بدانند.
فرهنگ و زبان مهم است، هر کس به لهجه‌ی هزارگی سخن بگوید، فرهنگ و آداب و رسوم هزارگی داشته باشد، در برابر سرنوشت مجموعه‌ی انسانی هزاره مسئول و حساس باشد، ادبیات و هنر هزارگی را پاسداری کند، هزاره است، اگرچه از تبار هزاره نباشد. از این که یک هزاره چه شیعه و چه سنی فرهنگ، آداب و رسوم، هنر و لهجه‌ی هزارگی را حفظ کرده قابل تقدیر است.

علت اصلی دشمنی‌های تاریخی به هزاره‌ها:
دسمنی‌های تاریخی با هزاره‌ها به دلیل انتخاب مذهب تشیع نیست. نسبت دادن دسمنی اصلی به مذهب، فروکاستن مساله، به حاشیه کشاندن ذهن هزارگی و آدرس غلط دادن است. دلیل آن است که هزاره‌ها صاحبان اصلی این سرزمین‌اند، برای ریشه‌کنی این مردم، تصرف سرزمین‌های زرخیز، تصاحب تمدن باشکوه این مردم، سکه زدن نقش فرهنکی این مردم به نام خودشان است. برای انحراف ذهن هزاره‌ها از سرزمین مادری و به حاشیه راندن و انزوای سیاسی، برای‌شان هویت مغولی، ترکی، ترک- مغولی و نژاد مختلط طرح و جعل کرده‌اند.
هزاره‌ها مردمان بومی این سرزمین کهن‌اند، دارای زبان اوستایی و پارسی، سازندگان تمدن بلخ بامی، بامیان، غزنی، هرات، بادغیس، غور، سیستان، زابلستان، و...
هزاره‌ها را در دوران معاصر در نظر نگیرید، هزاره‌ها از پیش از اسلام مورد تهاجم گسترده واقع شده، مانند هجوم اسکندر که حکومت کیانی را شکست دادند، در دوره‌ی هرج و مرج، تورانی‌های شمالی و قفقازی‌ها هجوم گسترده داشته‌امد، مانند تخارها، کوشان‌ها، یفتلی‌ها، سکاها و...

نقش هویت مذهبی در پایداری هزاره‌ها:
مذهب تشیّع دو عنصر بسیار ارزشمندی دارد که در حیات سیاسی و فرهنگی هزاره‌ها نقش بسیار برحسته‌ای دارد؛
۱. عنصر اعتراض و عدالت‌خواهی: هزاره‌های تمدن‌خواه و دادخواه، با پبشینه‌ی فضیلت‌خواهی و دادگری که از پیشدادیان، کاوه، فریدون و... عاشق منش امام علی ع شدند و در سال ۳۶ هجری به حضور مولا رسیدند، یک ماه مهمان مولا بودند و با تحقیق و پرسش شیعه مسلمان شدند.
۲. عنصر امید و انتظار: باور به منجی حی و حاضر و باتوانمندی معنوی انرژی فراوان به شیعیان هزاره می‌داده است.
هزاره‌های شیعه با خصلت و عناصر دادخواهی، اعتراض، ظلم‌ناپذیری، امید و انتظار در برابر فشارهای درازنای ییستماتیک پایداری و مبارزه کرده‌اند.
در برابر بنی امیه مقاوت کردند و از آزادی اندیشه دفاع کردند و به امام‌شان نفرین نکردند، که تاریخ نویسان آن را افتخار بی‌بدیل دانسته و غور و سیستان( هزاره‌جات ) برتر از مکه و مدینه.
قیام سیاه‌جامگان قیام هزارگیِ شیعی است،
قیام حمزه‌ی آزرک شاری ،
قیام استاد سیس بادغیسی،
و ده‌ها فیام دیگر...
هزاره‌های شیعه با تکیه بر پیشینه‌ی فرهنگی، سیاسی، تمدنی و منش ظلم‌ناپذیری و دادگری، به تشیع گرایش یافتند و دو عنصر فوق کاملا در راستای منش و پیشینه‌ی‌شان بود و این گونه در برابر استبداد ایستادند.

هزاره‌ها در برخی وقت‌ها از نظر سیاسی شکست خورده‌اند، مانند هر مردم دیگر، اما از نظر فرهنگی به هیچ عنوان شکست نخورده‌اند که در پیشینه‌ی فرهنگی و تمدنی این مردم ریشه دارد. در نوشته‌ی حداگانه، شکست‌ناپذیری فرهنگی را خواهد نگاشتم.
مذهب یک اندیشه است و در زندگی انسان جهت دهنده و راهگشا است، حالا عده‌ای مخالفند، جهت خوشنودی استبدادکران باید مذهب عوض کرد؟، آزادی اندیشه یک اصل است و باید اخترام کذاشت. اشتهای استبدادگران به تغییر مذهب بسنده نمی‌کند
هزاره‌ها در مذهب تشیع یک حاشیه نیست، بلکه متنی پررنگ‌تر از مکه و مدینه و نجف است. خصلت اصلی هزاره‌ها آزاداندیشی و دادگری است، در طول تاریخ به اندازه‌ی سر سوزن از اندیشه‌ی سان عقب‌نشینی نکرده‌اند
باید در دشمن‌شناسی دقت کرد. دشمن اصلی هزاره‌ها کسانی است که هفتاد درصد سرزمین‌شان عصب کرده‌اند، بیش از ۶۵ درصد مردمان‌شان را قتل عام و آواره کرده‌اند، رهبران‌شان را مانند میریزدان‌بخشِ شهید و شهید مزاری و... بر سر قسم شهید کرده‌اند، استبداد قومی را پایه‌گذاری کرده‌اند و...

گفتمان سیاسی در افغانستان:
اما در افغانستان، گفتمان سیاسی، گفتمان قومی است، و باید با همین زبان حرف زد. خوش‌بختانه گفتمان مذهبی حاکم نیست که با نیروی مذهبی راحت‌تر انسانیت زدایی و تکفیر صورت می‌‌گیرد. اگر گفتمان مذهبی دامن زده شود، شیعیان و هزاره‌ها در اقلیت محض قرار می‌گیرد و این به ضرر ما است. تاکید می‌کنم از همه‌ی اشتراک‌ها باید جهت تقویت عدالت‌خواهی سود جست. خوش‌بختانه در افغانستان، مذهب حنفی و تشیع در محور قرآن و اهلبیت با خیلی نزدیک‌اند، امام ابوحنیفه از شاگردان امام صادق ع است و احترام ویژه‌ای دارد. در میان برادران تاجیک، جریان خردگرا رشد قابل توجهی دارد، که چراغ امید را برای زیست خردگرایانه در کشور تقویت می‌کند.
سعی شود هویت «گفتمانی» در افغانستان پایه‌گذاری و تقویت شود، هویت اکتسابی و فضیلت‌محور، تا تخصص و تعهد محور قرار گیرد و افغانستان آباد شود.
نویسنده: شوکت علی محمدی شاری


طبقه بندی: شیعیان افغانستان،  هزاره های افغانستان،  مقالات علمی،  سیاست و اجتماع، 
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان