تبلیغات
گروه مطالعاتی نگاه فردا - بررسی علل وزمینه های هنجار شکنی


سپاس از بازدید شما
تاریخ : چهارشنبه 1394/03/13
چکیده: زنده‌گی مسالمت آمیز، آرام و بدون دغدغه،‌ مقتضای طبع بشری است.این خواسته تنها با رعایت یک سلسله اصول و قواعد معین رفتاری تحقق می یابد. چرا اصول رفتاری و هنجارهای اجتماعی که مفید به زنده‌گی جمعی است نادیده انگاشته و عملاً زیر پا می شود؟ پاسخ به این پرسش محتوای اصلی این نوشته را تشکیل می دهد. در مقاله، مقوله های مانند «تأخیر هنجاری» و نداشتن معلومات و آگاهی لازم، تضاد هنجاری، ایجاد محدودیت در تامین نیازمندیها و جامعه پذیری نامناسب، به عنوان فاکتور های مهم و زمینه ساز هنجار شکنی در جامعه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته شده است.
مقدمه:یكی از اصطلاحاتی که به طور گسترده در مجامع علمی و غیر علمی استعمال میگردد مفهوم فرهنگ (culture) است که دو بخش مهم آن را ارزشها و هنجارهای اجتماعی تشکیل میدهد. بسیاری از دانشمندان فرهنگ را شامل کلیه اشکال و بخشهای زنده‌گی که توسط انسان به وجود آمده می داند. تجزیه و دقت درتعاریف نشان میدهد که فرهنگ دارای عناصر و اجزای سه گانه است اصطلاحاتی که به طور گسترده در مجامع علمی و غیر علمی استعمال می گردد مفهوم فرهنگ (culture) است که دو بخش مهم آن را ارزشها و هنجارهای اجتماعی تشکیل میدهد.
 محمد علی اخلاقی 
    
بسیاری؛ 1). عناصر مادی(محصولات و دست آوردهای مادی) 2). عناصر شناختی (ارزشها، باورها، اعتقادات، اسطوره ها، ایدئولوژیها) 3.عناصر سازمانی یا قواعد رفتاری (مقررات،هنجارها، الگوهای رفتاری، آئین ها) (رفیع پور، آناتومی جامعه: 29)می دانند.   
در تعریف انتونی گیدنز) فرهنگ عبارت است از ارزش های كه اعضای یك گروه معین دارند، هنجارهای كه از آن پیروی می كنند و كالاهای مادی كه تولید می كنند»(گیدنیز، جامعه شناسی، :56) و ادوارد تایلور؛ فرهنگ مجموعه پیچیده ای است كه شامل معارف، معتقدات،هنرها، صنایع، تكنیك ها، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره عادات و رفتار وضوابطی است كه انسان به عنوان یك عضو جامعه آن را از جامعه خود فرا می گیردو در قبال آن تعهداتی دارد» (مبانی انسان شناسی، روح الامینی : 146) در مورد فرهنگ نیز به عناصر سه گانه ای یاد شده، اشاره شده است.    
بعد نرم افزاری فرهنگ به دو بخش ارزشها و هنجارها تقسیم می شود. ارزشهای اجتماعی به عنوان یکی از اساسی ترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که ازطریق کنترل و هدایت انها جامعه می تواند به زوال یا به تعالی برسد. (رفیع پور، اناتومی جامعه: 267) ارزشها عموما شکل آرمانی دارند و تابلوهای راهنمای زندگی و رفتار آدم ها است.    
در کنار ارزشها، هنجارهای اجتماعی یکی دیگر از مفاهم مهم در بحث جامعه شناسی و از عناصر اساسی تشکیل دهنده فرهنگ است.    
هنجارها اصول و قواعد معینی رفتاری هستند که از مردم انتظار می رود آن هارا رعایت نمایند. در جوامع عقلانی و سیاسی مهمترین بخش هنجارها را قوانین ومقررات تشکیل می دهد که در راستایی تنظیم رفتار شکل و تدوین می یابد. بنابراین هنجار یک نوع قاعده، یا شیوه رفتار اجتماعی و فردی پذیرفته شده درجامعه است.   
زنده‌گی و تعامل بر مبنای قواعد رفتاری پذیرفته شده باعث رشد و پیشرفت در یک جامعه می باشد. هرقدر هنجارمندی در یک جامعه نهادی نه شود، حاکی از برابری، رعایت حقوق انسانی، عقلانیت و مدنیت آن است.   
روابط اجتماعی دارای انتظام و قاعده مندی است. علت این قاعده مندی، انتظامدر رفتار است. اگر این قاعده مندی نباشد یا رعایت نشود، رفتارها دچاراختلال خواهد شد و در نتیجه نظم در روابط اجتماعی بهم خواهد خورد و نهایتا نظم اجتماعی از بین رفته و جامعه یه یک بیماری و اختلالات یا فلج اجتماعی مبتلا می شود.   
اگر به عنوان مثال بازی فوتبال را در نظر بگیریم هرگاه یک بازیکن قاعده بازی را رعایت نکند مثلا از دستش برای کنترل توپ استفاده کند دیگر نظم بازی بهم می خورد. زنده‌گی اجتماعی برپایه روابط، ‌تعامل وکنش متقابل اجتماعی استوار است و تعامل مبتنی است بر انتظام و قاعده مندیاست که به این قاعده مندی هنجار اجتماعی گفته می شود حال سوال که مطرح است اینکه چرا در بسیاری از جوامع این قواعد رفتاری رعایت نمی شود. چرا اصول رفتاری و هنجارهای اجتماعی که مفید به زنده‌گی جمعی است زیر پا می شود؟ پاسخ به این پرسش محتوای اصلی این مقاله را تشکیل می دهد و در این نوشته سعی می شود به پرسش فوق پاسخ ارائه شود.    
قبل از ورود به اصل مبحث ناگزیر از طرح بعض مطالب مقدماتی هستیم.   
هنجارهای اجتماعی   
هنجار(norm) یکی از مفاهیم مهم جامعه شناسی است که در کلیه شئون زنده‌گی وجود دارد و هر نوع رفتار مبتنی بر هنجار شکل می گیرد. هنجارها متنوع واحیاناً مخالف و متضاد اند حتی در درون یک جامعه،(عضدانلو، آشنایی بامفاهیم جامعه شناسی: 680)   
براین اساس هنجارها اصول و قواعد معینی رفتاری هستند که از مردم انتظار می رود آن هارا رعایت نمایند. مانند؛ طرزلباس پوشیدن، طرز سلام کردن، طرز تعارف و احترام ومعاشرت، طرز غذا خورد، نحوه‌ آرایش، طرز سخن گفتن، و نشستن و پذیرایی ازمهمان و سایر موارد
هنجار واژه است که برای کلمه نرم بکار برده می شود. نرم گرفته شده از زبان لاتین و یونانی به معنای مقیاس است. مانندمقیاسهای که در اندازه ها یا وزن و موارد دیگر بکار برده می شود.(رفیع پور، ناتومی جامعه : 181)     
درزنده‌گی اجتماعی نیز هر نوع رفتار مقیاس و اندازه می شود لذا ما گاهی ازمفاهیم نورمال یا غیر نورمال در ارزیابی رفتار یا موارد دیگر استفاده می کنیم. اگر رفتار کسی را می بینیم که غیر عادی، خلاف انتظار و توقع دیگران است می گوئیم فلان شخص یا رفتار فلان آدم نورمال به نظر نمی رسد.    
درروابط اجتماعی جدای از اینکه اگر رفتار خلاف نرم صورت گیرد به آن فرد غیرنورمال خطاب می شود، بلکه مورد اعتراض دیگران نیز قرار می گیرد.    
براین اساس هنجار یا نرم اجتماعی از چند شاخصه برخوردار است:   
1.هنجار به عنوان یک ملاک یا مقیاس استندرد رفتار اجتماعی است.   
2.هنجار اجتماعی مورد رعایت همه یا اکثریت اعضای جامعه است.    
3.هنجار اجتماعی در صورت مورد رعایت قرار نگیرد مجازات و واکنش منفی را درپی دارد. این مجازات یا بصورت رسمی یا غیر رسمی خواهد بود، (همان:182)
    نقش هنجار در زنده‌گی اجتماعی   
با توجه به مباحث یاد شده یکی از کارکردهای مهم نرم یا هنجار برای زنده‌گی جمعی، تنظیم رفتارها روابط اجتماعی و ایجاد نظم اجتماعی است که مقتضای طبع اولیه انسانی نیز می باشد. اگر در شبکه روابط اجتماعی این نرم ها رعایت نشود، زنده‌گی اجتماعی مختل و جامعه عملا فلج می شود. روابط اجتماعی که برپایه‌ای نیازمندیها و یک سلسله اهداف شکل گرفته به ضد کارکرد تبدیل می شود و افراد از دستیابی به اهداف شان باز می مانند. به این وضعیت که هنجار رعایت نمی شود، اصطلاح بی هنجاری یا حالت آنومی نیز اطلاق می شود. با این بیان هنجار وسیله است نه هدف، وسیله برای تنظیم روابط اجتماعی و از آن طریق بهتر ارضا شدن نیازها. اگر نیازمندیها بصورت درست ارضا شود به خود شکوفایی و تعالی در زنده‌گی دست رسی صورت می گیرد،(همان:187)   
    هنجار شکنی معمولا در رفتار تبلور پیدا می کند. هرگاه این رفتار با هنجارها و انتظارات عمومی همخوانی نداشته باشد در تضاد با ارزشها و هنجارها باشد، به آن کج رفتاری یاهنجار شکنی گفته می شود. از نمونه های بارز هنجار شکنی، دزدی، سوءمدیریت، استفا ده سوء از موقف رسمی، رشوه ستانی، فحشا و انحرافات جنسی، ‌بزهکاری جوانان، اعتیاد، تخلف از قوانین، تخلفات رانندگی و امثال ذالک می باشد.   
آنچه مهم است اینکه باتوجه به اهمیت و نقش مهم هنجارهای اجتماعی در زنده‌گی فردی و اجتماعی، چرا این هنجارها رعایت نمی شود و در هرجامعه به نحوی رفتارهای نابهنجار وجود دارد؟   
هنجارهای اجتماعی به دو دسته کلان تقسیم بندی شده است. یکی هنجارهای که حالت مکتوب و مدون را ندارد، بلکه براساس متقضیات طبع بشری و تکرار آن، به قاعده و اصول رفتاری تبدیل و تنظیم شده، مانند آداب و رسوم و عنعنات ‌که مردم مدت زیادی به آن عمل کرده اند واز آن تحت عنوان هنجار یا اصول رفتاری و مورد احترام یاد شده است. (عضدانلو، آشنایی بامفاهیم جامعه شناسی: 679)
    دسته دیگر از هنجارهای اجتماعی عبارت است از قوانین، مقررات و قراردادهایاجتماعی یا به عبارت دیگر یک سلسله از قواعد رفتاری وهنجاری است که بصورت منطقی و هدفمند برای تأمین خواسته ها و اهداف و منافع مردم و تنظیم رفتارها تدوین می شود و یک نوع ضمانت اجرایی از طریق مجازاتهای رسمی پیدا میکند. (رفیع پور، اناتومی جامعه:210)
مقاله حاضر که تحت عنوان «بررسی علل وزمینه های هنجاری شکنی» تحریر شده، ناظر به هر دو دسته از هنجارهای اجتماعی است.   
علل عدم پیروی از هنجار   
عدم پیروی از هنجارهای اجتماعی ابعاد مختلف وگسترده دارد. گاهی تعداد محدود وگاهی تعداد زیاد افراد هنجار را رعایت نمی کنند. اگر دامنه‌ای هنجارشکنی در یک جامعه گسترش یابد و تعداد زیاد از اعضای جامعه پایبندی به هنجارهای اساسی جامعه نداشته باشد، موجب بهم خوردن نظم اجتماعی شده و جامعه دچار بیماری و آشفتگی اجتماعی یا آنومی می گردد.
در باره علل و عوامل هنجارشکنی دیدگاهها و نظریات متفاوت مطرح گردیده است. در یک دسته بندی کلان می توان از سه دیدگاه متفاوت؛ زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی راجع به هنجار شکنی یاد کرد. هرچند دسته بندیهای دیگری هم از نظریات نسبت به هنجار شکنی وجود دارد و این سه دسته نظریات کلان نیز به رویکردهای متفاوتی تقسیم بندی شده است که این نوشتار ظرفیت تامل و بازخوانی آنها راندارد. بحث هنجار شکنی تحت عناوین مختلف «کجروی»، «هنجارشکنی »،  «نابهنجاری» و «انحرافات اجتماعی» مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. دراین تحقیق از منظر جامعه شناسی به دلایل و عواملی هنجار شکنی اشاره می شود وقطعا بحث مبسوط در این ارتباط از ظرفیت این مقاله خارج است.   
بطور خلاصه موارد ذیل به عنوان مهمترین علل و عوامل عدم پیروی از هنجار و زمینه ساز رفتارهای نابهنجار قابل بحث و بررسی است.   
1. خلاء هنجاری؛ در ابتدا شاید این سوال به ذهن آید که در صورت نبود هنجار، عدم رعایت هنجار چهمعنا دارد. پاسخ اینست که بی هنجاری مربوط به وضعیتی می شود که انجام بعضی امور فارغ از هرگونه هنجار واصول معین انجام شود.   
خلاء هنجاری، در زمینه‌های هنجارهای رسمی و غیر رسمی دیده می شود. معمولا تغییرات و نو آوریهای سریع در بعض از عرصه ها باعث «تأخر هنجاری»ظ یا خلاء هنجاری می شود. وضعیت بی هنجاری که معمولا در جوامع در حال گذار بیشتر به چشم می خوردبی نظمی و اختلالات اجتماعی را بوجود می آورد وزمینه عدم رعایت برخی هنجارهای موجود را نیز فراهم می کند.   
براین اساس گاهی در بخش از روابط اجتماعی ممکن است هنجار و قواعد رفتاری معین وجودنداشته باشد که منجر به آشفتگی و اختلالات اجتماعی می گردد.
الگوی بیهنجاری ریشه در اندیشه های امیل دورکیم یکی از بنیانگذاران جامعه شناسی دارد. ایده اصلی وی این است که زنده‌گی اجتماعی بدون الزامهای اخلاقی وضرورتهای اجتماعی، تحمل ناپذیر می شود و نهایتا به شکل گیری انومی یعنی بی هنجاری می انجامد که زمینه پیدایش رفتار نابهنجار می گردد.   
دورکیم اشاره به این نکته دارد که در جوامع امروزی، معیارها و هنجارهای سنتی، وضعیتی درحال تضعیف دارد، بی آنکه هنجارهای جدیدی جایگزین آن گردد. بی هنجاری هنگامی پدید می آید که در حوزه های معینی از زنده‌گی اجتماعی، معیارهای روشن برای راهنمایی رفتار وجود نداشته باشد. (چلبی، جامعه شناسی نظم‌ : 118)
دورکیم مفهوم بی هنجاری را برای اشاره به این فرض مطرح کرد که در جوامع جدید امروزی که یک تقابل بین فرهنگ سنتی(ایستا) و فرهنگ جدید(پویا) بوجود می آید بدون اینکه معیارها هنجارهای جدیدی قوی جایگزین هنجارهای قبلی گردند، شیوه ها والگوهای سنتی رفتار تضعیف می شوند و بی هنجاری هنگامی بوجود می آید که معیارهای روشنی برای راهنمایی رفتار در حوزه ی معینی از زنده‌گی اجتماعی وجود نداشته باشد. در این شرایط، به عقیده دورکیم، جامعه دچار حس بی جهتی، سردرگمی و آنومی ‌می‌گردد.    
جریان تأثیر گذاری تغییرات در جوامع جدید بر وضعیت خلاء هنجاری ذیلا نشان داده شده است.    
جوامع جدید←‬ (تضعیف معیارها و هنجارهای سنتی + عدم جایگزین شدن موفقانه هنجارهای جدید + ابهام و عدم شفافیت معیار و الگوهای رفتار) ←‬ آزادی و رهاشدن افراد با آرزوهای نامحدود ←‬تحتفشارقرارداشتنافراد←‬ انحراف و هنجار شکنی   
در جوامع در حال گذار که در معرض تغییرات مداوم و سریع قرار دارد، بعضی از عرصه های اجتماعی بیشتر دچار خلاء هنجاری می شوند، مانند عرصه های کار و تولید، چانه زنی ها و رقابت های اقتصادی، آموزش، ارتباط جمعی و غیره.    
امیل دورکیم یکی از انواع مهم آنومی اجتماعی را در عرصه اقتصادی یاد می کند که خاص جوامع گذار است. تحولات شتابزده اقتصادی باعث می شود نوعی بحران را در نظام ارزشی و هنجاری جامعه در پی داشته باشد. یعنی فقدان مجموعه قواعد حاکم بر روابط بین کارکردهای اجتماعی معین که باید در بحرانهای تجاری و صنعتی و تضاد بین کار و سرمایه دیده شوند با عث هرج و مرج اقتصادی می شود که عمدتا ناشی از تغییرات صنعتی شدن است. (همان).
دورکایم فرایند تحقق هنجار شکنی را بصورت ذیل ترسیم می کند.   
1.رشد سریع اقتصادی ←‬ثروتناگهانی←‬ ثروت/ فقرغیرقابل تحمل←‬ آرزوهای بلند پروازانه و بی حد←‬ از هم پاشیدگی هنجارهای سنتی←‬ ناتوانی در ارضای نیازهای بی حد←‬ نارضایتی اجتماعی←‬ کجروی/ هنجارشکنی(سلیمی، داوری، جامعه شناسی کجروی: 325).
2. بیاطلاعی از هنجار؛ نداشتن معلومات در باره هنجار یا قوانین و مقررات نیز یکی از علت های هنجار شکنی می باشد. بی اطلاعی از هنجار هم در بخش های رسمی ومدون و هم در هنجارهای غیر رسمی و غیر مدون باعث هنجار شکنی می گردد. گاهی ممکن است هنجار وجود داشته باشد اما فرد یا افراد از آن مطلع نباشد. موارد زیاد است که مردم بخصوص توده مردم از بسیاری قوانین و مقررات یا الگوهای رفتاری معلومات و آگاهی کافی ندارند لذا به تخلف و زیر پا کردن آن مواجه می شوند که هم برای خود شان درد سر خلق می کنند و هم به افزایش بی نظمی تاثیرگزار است. نمونه های از هنجار شکنی در قواعد رفتاری رسمی و غیر رسمی زیاد دیده می شود. گاهی یک فرد بخاطر نداشتن معلومات راجع به عرف و عنعنات یک جامعه یا قشر خاص جامعه دچار هنجار شکنی می گردد.رفتاری از خود بروز می دهدکه برای دیگران دور از انتظار است لذا به برخورد های تنبیهی روبرو می شود. در هنجارهای های رسمی به عنوان نمونه کسانی هستند بدون اطلاع از قوانین ترافیکی، پشت فرمان موترمی نشینند و علایم ترافیکی را آگاه نیستند لذا ازقوانین ترافیکی تخلف می کنند. گاهی این وضعیت در موقعیت های اتفاق می افتدکه هنجارهای متفاوت وجود داشته باشد. مثلا در شهرهای بندری، در مرز بین دوکشور که رفت وامد زیاد است و موارد دیگر. (رفیع پور، اناتومی جامعه:238).   
بی اطلاعی از هنجار ممکن است دلایلی متعدی داشته باشد.گاهی بی اطلاعی از قوانین بخاطر نبودن یک سیستم اطلاع رسانی است. نهادهای مربوطه در این زمینه باید میکانیزم اطلاع رسانی دقیق داشته باشند. اطلاع رسانی، از طریق رسانه های جمعی، چاپ وانتشارو در دسترس قرار دادن نسخه های قوانین تدوین یافته یکی از راههای اطلاع رسانی می باشد. گاهی هم برای افراد و اعضای جامعه مهم نیست که از قوانین باخبر شوند لذا بدنبال اطلاع یافتن از هنجارها و قوانین موجوده نیستند.   
در مباحث حقوقی و قواعد رفتاری رسمی، کسی که از وجود هنجار یا قوانین مطلع نباشد و خلاف آن را مرتکب شود، مجرم به حساب می آید و بی اطلاعی دلیل بر بی گناهی وی نمی شود. لذا در تعبیر حقوقی گفته می شود بی اطلاعی از قانون عذر پنداشته نمی شود.   
3. تضاد هنجاری؛
یکی از انواع اختلالات اجتماعی وزمینه ساز هنجار شکنی،تضاد هنجاری است یعنی حالتی که برای بعض اموراجتماعی دو هنجار یا دو مجموعه هنجار متضاد وجود داشته باشد. مثلا در موردپوشش زن در یک جامعه دو نوع هنجار وجود داشته باشدکه یکی تاکید بر رعایتیک نوع پوشش و دیگری تاکید بر نوعی دیگری پوشش داشته باشد. این وضعیت حاکیاز تضاد هنجاری است. تضاد هنجاری بیشتر در هنجارهای غیر مدون و مکتوب مصداق پیدا می کند اما گاهی در قوانین و مقررات نیز چنین مشکل دیده می شود.    
تضاد هنجاری آثار و پیامدهای منفی برای جامعه بدنبال دارد. فقدان زمینه تقسیم کار اجتماعی ، چالش در روابط بین گروهی و در نتیجه کاهش وتضعیف انسجام کلی و مهمتر از همه تضاد هنجاری جامعه را به یک جامعه قطعه ای (گسیخته) تبدیل می نماید و هزینه نظارت رسمی بر تطبیق قوانین و هنجارهای اجتماعی را افزایش میدهد. (چلبی، جامعه شناسی نظم: 114)   
در وضعیت تضاد هنجاری از یک طرف زمینهفرار از رعایت هنجار فراهم می شود. کسانی که هنجار شکنی می کند با استنادبه هنجار موجود و متفاوت برای اعمال و رفتار خود توجیه می نمایند و از طرف دیگرتضعیف نظارت رسمی را بدنبال دارد. نهادهای رسمی در چنین وضعیت گاهی خود شان سردرگم می شوند و در این حالت یک نوع هرج و مرج در قوانین و مقررات پدید می آید و ارگانهای تطبیق کننده با چالش مواجه می شوند.    
4. محدودیت در ارضای نیاز؛
گاهی وجود هنجارها، به جای اینکه برای مردم سهولت بیاورد و شرایط را برای تأمین نیازمندیها و ضرورت های زنده‌گی همسان سازد، باعث یک سری محدودیت ها و مشکلات می گردد. این وضعیت خود می تواند زمینه ساز هنجار شکنی و فرار از قوانین و مقررات شود و مردم برای رسیدن به اهداف ونیازمندی های شان راههای غیر قانونی را جستجو نمایند. به عبارت دیگر اگرامکانات و شرایط رسمی چنان دست و پا گیر شود که برای تأمین نیازمندی ها محدودویت ایجاد کند، این وضعیت خود منجر به رفتار نابهنجار می گردد.     
رابرت کی مرتون جامعه شناس امریکائی وضعیت فوق را برخواسته از ساختار اجتماعی می داند و یاد آور می شود،‌جامعه، با ایجاد ناهم خوانی میان اهداف پذیرفته شده و شیوه های دسترسی به آن، نیازهای متعارض را ایجاد می کند. اوتاکید دارد که مفهوم انومی در خصوص وضعیت هایی به کار برده می شود که ساختار اجتماعی، آرزوهای متعارفی را برمی انگیزاند و در همان حال، شیوههای مقبول دستیابی به آن را محدود می سازد. در الگوی مرتون ، انومی یا حالت نابهنجاری، فشاری است که هنگام ستیز اهداف و هنجارهای پذیرفته شده جامعه با واقعیتهای اجتماعی، برافراد وارد می‌آید. این وضعیت، ارزشها و اهداف مشترک را از اعضای جامعه می گیرد و سبب می شود که آنان دیگر رهنمودهای رفتاری روشنی نداشته باشند. بدین گونه در این تبیین هنجار شکنی نتیجه نارسایی های موجود در فرهنگ و ساخت اجتماعی جامعه، قلمداد می شود. این وضعیت گاه به شکاف وگسیختگی میان ابزارهای قابل دسترس و اهداف مقبول اجتماعی تفسیر می شود. مرتون، تأکید دارد که کجروی و هنجار شکنی، به شکل سازمان یافته توسط خود جامعه ایجاد می شود. از نظر مرتون در هر جامعه ، یک سلسله اهداف و نیازمندیهای مجاز و معینی وجود دارد و به لحاظ اجتماعی دارای شرایط و ابزارهای تأیید شده برای رسیدن به آن اهداف است. هرگاه بین این دو وضعیت تناسب بهم بخورد، رفتار نابهنجار شکل می گیرد.   
مرتون روی عناصر سه گانه، اهداف و نیازمندی های مشروع یک جامعه، قواعد و الگوهای رفتاری پذیرفته شده برای رسیدن به آن ها وتوزیع واقعی امکانات و فرصتها انگشت گذاشته،‌ تأکید می کند که بریده‌گی و فاصله میان هدفها و وسایل نهادی شده به دو جهت پدید می آید. یکی وسعت یافتن هدفها ونیازها، و دوم محدود بودن ابزارهای مشروع برای رسیدن به آن اهداف. پیامد این گسست که متأثر از شرایط اجتماعی است، موجب تضعیف تعهد فرد نسبت به رعایت شیوه های قانونی شده ونهایتا وی را به ناسازگاری و استفاده از راه های غیر قانون ناچار می سازد.    
در نگاه مرتون مبتنی بر تحلیل نیازهای اساسی مازلو، نیازهای انسانی در حال افزایش و توسعه است و بخش از این نیازها در خلال کنش های متقابل اجتماعی  شکل می گیرد.اعضای جامعه از دیدن دارایی ها و وضعیت دیگران نیازهای جدیدی دردرون خود احساس می کنند، خود را بادیگران مقایسه می کنند و تفاوت خود بادیگران را درک می کنند و سرانجام احساس محرومیت نسبی برای شان پیدا می شودکه شدت و عمق آن، زمینه ساز شکل گیری انومی در جامعه می شود. مرتون، فرایند شکل گیری اهداف و نیازمندیهای جدید را بصورت ذیل ترسیم می کند.
فرایند کنش متقابل←‬ مقایسه خود با دیگران/ساختار اجتماعی ←‬ (رشداهداف و آرزوها + محدودیت ابزارهای مشروع) ←‬بریدگیوشکافمیاناهدافووسایل←‬ درک تفاوت خود با دیگران←‬ احساس محرومیت ←‬شدت وگستردگی محرومیت←‬ تضعیف تعهد و پایبندی←‬ ناسازگاری←‬ کجروی/هنجار شکنی    بنابراین در نظریه بی هنجاری به این نکته تاکید می شود که ارزوهاینامحدود، فشارهای را برافراد وارد می کند تا به انحراف از هنجارهای اجتماع یدست یازند. (سلیمی و داوری،شناسی کجروی: 185 و 327 ،رفیع پور، آناتومی جامعه: 239)
یکی از مصادیق ایجاد محدودیت در رسیدن به اهداف ونیازمندیها،‌ دست و پاگیر بودن قوانین و مقررات یا نظام بوروکراسی عریض وطویل است. گاهی دست و پاگیر بودن دیوان سالاری باعث می شود ارباب رجوع به جای طی مراحل کردن کارهایشان از طریق قانون و مطابق مقررات، اقدام به جستجوی راه های غیر قانونی می کنند تا از طریق پیدا کردن پارتی و واسطه یاپرداخت رشوه کارهای شان را پی گیری نمایند. اگر نظام بوروکراتیک بجای تسهیل کنندگی، محدودیت ایجاد کند، زمینه سوء استفاده برای کارمندان دولت را هم فراهم می¬کند.
5.تحمیلی بودن هنجار؛
فلسفه پیدایش و تأسیس هنجارها و اصول رفتاری، ایجاد ظرفیت مناسب در جهت پی‌گیری اهداف و نیازمندی ها در عین تساوی و برابری کلیه اعضاء جامعه و رعایت نظم اجتماعی می باشد. هنجارهای اجتماعی یعنی یکسره اصول و قوانین مورد توافق اعضاء جامعه است تا از آن طریق همه کس بتواند نیازمندی های خود را تأمین نماید بدون اینکه از رسیدن دیگران به اهداف شانجلوگیری شود. این هنجارها و قوانین تا زمانی برای مردم محترم و قابل رعایت است که مانع رسیدن آنها به اهداف شان نگردد، باعث تبعیض و بی عدالتی نشود ومتضاد با ارزشها،‌ باورها و نیازمندیهای های شان نباشد. اگر هنجارها طوریوضع شود که رعایت آن از رسیدن به اهداف و نیازها بازدارنده باشد و متناسب با شرایط فرهنگی واجتماعی نباشد،‌ جنبه تحمیلی بخود می گیرد و نه تنه ازمینه بی توجهی به آن بلکه زمینه تقابل با آن را فراهم می کند.   
این وضعیت زمانی پیش می آید که یک سلسله هنجارهای جدید با عرف مردمی وهنجارهای سنتی هم خوانی ندارد یا به عبارت دیگر هنوز بستر تطبیق ان هنجارها آماده و فراهم نگردیده لذا با عکس العمل منفی مواجه می شود. مانند تحمیل فرهنگ و ارزشهای سنتی بالای جوانای که مدرن تر می اندیشند. وضع قانون برای رعایت بی حجابی برای کسانی که باور و اعتقاد به حجاب به عنوان یک ارزش دارد. مقید کردن موتر وان به بستن کمربند امنیتی در وقت موتروانی در یک ده یاروستا.(فرامرز، آناتومی جامعه: 244)     
قوانین و هنجارهای اجتماعی خود هدف نیستند بلکه وسیله وابزاری است در جهت ایجاد تسهیلات در انجام امور زندگی،‌ فراهم سازی زمینه دسترسی به ضرورت ها و نیازمندیها،‌ تامین برابری و عدالت اجتماعی، تنظیم روابط بین دستگاه ها و قوای حکومتی،‌ برپایی و تداوم نظم و آارامش اجتماعی. هرگاه هنجاری، ناقض موارد یاد شده باشد برای مردم تحمیلی یا غیر قابل قبول خواهدبود و درچنین وضعیت انتظار رعایت و پایبندی به آن نباید وجود داشته باشد.    
هنجارهای تحمیل بیشتر در هنجارهای رسمی و مدون باعث تخلف می گردد، هرچندکه آداب و سوم اجتماعی نیز اگر زیاد سختگی رانه باشد باعث کجر رفتاری ونابه هنجاری می شود.
6. ضعف کنترل و نظارت   
در تحلیل و تبیین هنجارشکنی و رفتارهای انحرافی، نظریه کنترل تاکید دارد که علت اصلی رفتارهای انحرافی نبود کنترل اجتماعی است. کنترل اجتماعی مردم را بر می انگیزد تا به سنتها و الگوهای رفتاری، که برای همه قابل قبول اند و اهمیت دارند، وفادار بمانند. هر قدر میکانیزم های کنترل اعم از کنترل رسمی و غیررسمی، بیرونی و درونی و مستقیم و غیر مستقیم ضعیف باشد به همان میزان کجروی و رفتارهای نابهنجار افزایش پیدا می کند. (پشین،‌ آشنائی با مفاهیم جامعه شناسی :  506 و صدیق سروستانی،  آسیب شناسی اجتماعی: 51)   
طبق نظریه کنترل،هنجارشکنی می تواند یک وضعیت نورمال باشد زیرا انسان ها طبیعتا سركش وزیاده خواه اند و باید دید، همنوائی چطور بوجود می آید. نظریه كنترل معتقد است كه ناهمنوائی و هنجارشكنی افراد ریشه در عدم مهار صحیح و نظارت درست دارد. این دیدگاه مدعی است كه همنوائی مردم بدین سبب است كه اعمال و رفتارآنان توسط جامعه مهار می شود و هرچه میزان این مهار بیشتر باشد و نظارتهای قوی و گوناگون وجود داشته باشد و حساسیت مردم و مسولان افزایش یابدمیزان همنوایی بیشتر خواهد شد.    
در این تبیین وقوع کجروی را ضعف درفرایند کنترل اجتماعی در جامعه و ناکار آمدی آن در هردو بعد دورنی و بیرونی می داند و مدعی است که؛ هنگامی که کنترل اجتماعی به اندازه کافی قوت داشته باشد، از وقوع کجروی جلوگیری می‌شود. اما وقتی کنترل ضعیف بوده یا از هم پاشیده باشد رفتار کجروانه ظاهر می شود.    
كنترل و نظارت اجتماعی به دو طریق عمده انجام می شود؛ 1) كنترل درونی و 2) كنترل بیرونی.    
كنترل درونی، بیشتر متأثر از عوامل جامعه پذیری است. در این راستا حكومت باید ابزار ها و آموزش های جامعه پذیری را تأمین و تقویت نماید تا افرادخود پلیس خود شان باشند. خانواه ها، مراکز آموزشی،‌ رسانه ها و مطبوعات درتقویت و افزایش کنترل درونی نقش اساسی و اولیه دارد. این بحث تحت عنوانجامعه پذیری ناقص بیشتر توضیح داده خواهد شد.
میكانیزم نظارت و کنترل بیرونی به دو بخش رسمی و غیری رسمی تقسیم می شود. نظارت اجتماعی غیر رسمی اغلب در گروههای نخستین آشكار می شود مانند خانواده، گروه همسالان،گروههای هم کار و گروه های کوچگ دیگر.    
میکانیزم کنترل های غیر رسمی توسط این گروهها از طریق برخورد های تمسخرآمیز، خندیدن، زخم زبان، شرمنده سازی، شایعه پراكنی و غیره صورت می گیرد و مانع رفتارهای انحرافی افراد می شود. کنترل های رسمی معمولا توسط نهادهای رسمی و مبتنی بر قانون اعمال می گردد که هرکدام را جداگانه مورد بحث قرار میدهیم.‬
کنترل اجتماعی غیر رسمی(informal social control) : این نوع نظارت که درگروه های نخستین و جوامع سنتی کارکرد زیاد دارد با فشارهای نرم و ملایم درجهت سازگاری افراد نسبت به هنجارها و ارزشهای اجتماعی اعمال می‌شود. این فشار از بس با زنده‌گی روز مره گره خورده گاهی غیر ملموس و غیر اشکار است. مثلاً یک لبخند زدن یا سر تکان دادن به نشانه رضایت، نمایان گر تأیید شخص دیگر و باعث سازگاریی وی با توقعات و انتظارات مردمی است. یا گاهی خندیدن، ریشخند زدن، پشت سر دیگری حرف زدن،‌ اشارات کنایه آمیز و سایر میکانیزم های غیر رسمی در برقرار کردن نظم اجتماعی و رعایت هنجارهای اجتماعی دارای قدرت زیادی هستند. (همان : 53 و سلیمی، داوری، کجروی، جامعه شناسی : 392).
تراوس هیرشی، یکی از مشهورترین نظریه پرداز نظریه کنترل، کجروی را معلول ضعف همبستگی فرد در گروهها و نهادهای اجتماعی وتضعیف اعتقادات و باورهای موجود در جامعه می داند. طبق تحلیل هرشی، جامعه یا گروهی که در میان اعضای آن وابستگی های متقابل و قوی وجود داشته باشد بیش از جامعه که در آن اعضای آن وابستگی قوی نداشته باشد بر اعضای خود اعمال کنترل می تواند. وی مدعی است که پیوند میان فرد و جامعه مهمترین علت هم نوایی و عامل اصلی کنترل رفتارهای فرد است و ضعف این پیوند یانبود آن موجب کجرفتاری و هنجار شکنی می گردد. چیزی را که هرشی خاطر نشان می سازد بیشتر ناظر به کنترل های غیر رسمی است. هرشی دراین تحلیل چهار عنصر پیوند دهنده و همنوائی فرد با دیگران و جامعه را بشرح زیر توضیح داده است.   
الف) دلبستگی/تعلق خاطر؛ این عنصر بیانگر میزان وابستگی افراد به افراد دیگر، در خانواده، محیط و نهادهای اجتماعی است. افراد فاقد دلبستگی، نگران آن نخواهد بود که روابط اجتماعی شان به خطر می افتد لذا احتمال بیشتر برای کجروی آنان وجود دارد. هرقدر دلبستگی و تعلق خاطر به دیگران بیشتر باشد به همان اندازه به رعایت هنجارها و قوانین توجه صورت می گیرد.
ب) تعهد؛میزان تعهد افراد نسبت به دیگران وجامعه و احساس مسئولیت بیشتر در قبال دیگران یکی از عوامل بازدارنده از رفتار نابهنجار است. تعهد بیان گر میزان پذیرش هدف های مرسوم جامعه و احساس دینی است که فرد نسبت به جامعه درخوداحساس می کند.   
ج) مشارکت/ نقش مشارکتی در فعالیت های اجتماعی یکی دیگراز تقویت رعایت هنجارهای اجتماعی است. درگیر شدن در فعالیت های مربوط به زنده‌گی و روزمره وقت و انرژی وی را بخود اختصاص داده موجب تقویت تعهد ورعایت از اصول مورد پذیرش همه می نماید.    
د) باور، اعتقاد به ارزشهای اخلاقی و هنجارهای فرهنگی جامعه؛ عنصر باور بیانگر میزان اعتقاد فرد بهاعتبار قواعد اخلاقی ونظام هنجارهای اجتماعی است. ضعف چنین اعتقادی راه رابرای رفتار نابهنجار هموار می کند. (صدیق سروستانی، آسیب شناسی اجتماعی: 52)   
جان بریتویت، یکی دیگر از نظریه پردازان کنترل اجتماعی، نیز همانند هرشی علت وجود همنوایی فرد در جامعه راکنترل رفتار افراد توسط عوامل مختلف می داند. برخلاف هرشی که شیوة کنترل افراد را در پیوند فرد با جامعه می دانست، «بریتویت» براین عقیده است که یکی ازشیوه های کنترل افراد در جامعه از طریق شرمنده سازی متخلف صورت می گیرد. به نظر وی شرمنده سازی نوعی ابراز عدم تأیید اجتماعی و توبیخ نسبت به رفتار خاص است که از آن طریق فرد را وادار به ندامت و جلوگیری از تکرار می نماید. شیوه شرمنده سازی گاهی می تواند جدا کننده باشد یعنی فرد هنجار شکن را مجازات و بدنام و طرد از جامعه نماید یا اینکه پیونده دهنده باشد و فردکجرو، سعی در همنوا کردن خودش با جامعه شود. (همان : 53 و سلیمی، داوری، جامعه شناسی کجروی: 392)   
کنترل اجتماعی رسمی (formal social control) : برقراری نظم و سازگاری با توقعات و روش هایرفتاری پذیرفته شده در گروههای دومین و جوامع پیچیده توسط اعضای جامعه،‌ نیاز به کنترل های اجتماعی رسمی دارد. برخلاف جوامع سنتی که بدلیل چهره به چهره بودن روابط و آشنایی افراد با همدیگر کنترل های غیر رسمی نقش اساسی دارد،‌ در جوامع پیچیده که روابط عمدتا رسمی است و اعضای جامعه کمتر باهم آشنایی دیرینه و خانوادگی دارند، نظارت های غیر رسمی کارکرد چندانی ندارد وباید از میکانیزم های نظارت رسمی استفاده شود.   
کنترل های رسمی میکانیزم های سازمان افته و مدونی هستند که برای جلوگیری یا اصلاح رفتار انحرافی توسط ارگانهای مانند پلیس، زندان و دادگاه انجام می شود. این ارگانها ازطریق برخورد قانونی با افراد متخلف و هنجار شکن، مردم و اعضای جامعه را وادار به رعایت قوانین و مقررات می کنند. کنترل های رسمی هرگاه برخوردت نبیهی و تشویقی داشته باشد به این معنا که برای افرادی که قوانین و مقررات را بخوبی مراعات می کنند و در اجرا و تطبیق آن از هرگونه ملاحظه کاری ومنافع شخصی اجتناب می ورزند، برنامه های تشویقی داشته باشد مانند تقدریرنامه، بخشش و ارتقاء مقام و موقعیت و برعکس برای کسانی که در اجرای قوانین و مقررات کوتاهی می کنند برنامه تنبیهی مانند کسر معاش و اخراج عملی شود،‌ کارکرد مثبت تری خواهد داشت. (عضدانلو، آشنائی با مفاهیم جامعه شناسی:507)
کنترل های رسمی شامل اقداماتی است که منابع اقتدار، آن‌ها را در مسیر مقابله باوقوع جرم وکجروی در جامعه عهده دار می شوند. این اقدامات به دلیل اینکه برضمانت های اجرایی دولتی متکی اند، از یکس و الزام آور و اجباری و از سوی دیگر به هنجارهای رسمی محدود اند. لذا اجرای آن به عهدة نهادها و ارگانهای خاص مربوط می گردد. این شیوة کنترل از ویژگی های جوامع نوین است و هرقدر جامعه از شیوه های سنتی ترپیروی نماید نقش این شیوه از کنترل کمرنک تر می‌شود. (عضدانلو،آسیب شناسی اجتماعی: 48)   
چنانکه یادآور شدیم در نظریه کنترل تأکید براین است که هرقدر کنترل ونظارت بررفتارهای افراد در جامعه ضعیف باشد میزان رفتارهای نابهنجار افزایش پیدا می کند.    
نظارت و کنترل بیرونی هم بصورت رسمی و غیر رسمی انجام می شود. کنترل غیر رسمی عمدتا در جوامع سنتی و کنترل رسمی در جوامع نوین استفاده می شود.     
ارگانها و نهادهای که عهده دار نظارت رسمی بر تطبیق و رعایت قوانین و مقررات است عبارتند از؛   
الف) پلیس، كه وظیفه‌ای پیشگیری از جرم، كنترل جرم و پی گیری مجرم را دارد. ب) دادگاه، كه صلاحیت تشخیص میزان هنجار شكنی و پیاده كردن اصول و قوانین نافذه کشور را دارا می باشد. ج) زندان، كه وظیفه اش جداكردن مجرم از اجتماع است. د) بیمارستانهای روانی که تداوی افراد مبتلا به مشکلات روانی را به عهده دارند.
هرگاه می¬کانیزم برخورد با مجرم و متخلف ناکارا باشد و از شیوه¬های کهنه وسنتی یعنی برخورد تنبیهی بجای مجازات ترمیمی استفاده شود، نهادهای کنترل اعمال نظارتی خود را به خوبی نمی تواند انجام دهد. به عنوان نمونه درافغانستان در برخورد با متخلفین قانون ترافیک، گاهی پلیس ترافیک بصورت فیزیکی در تقابل با متخلف قرار می گیرد و فقط برکسانی که کم زور هستند قانون را پیاده می کنند و افراد زور مدار بدون اعتنا به پلیس ترافیک راه خود را در پیش می‌گیرد. موارد زیادی دیده شده که ترافیک به دنبال موتروان متخلف چند قدم می دود و مایوسانه بر می گردد یا برای تطبیق قانون از چوب استفاده می کند. اگر میکانیزم برخورد با متخلف طوری تنظیم شود که از تقابل شخصی و فیزیکی پلیس با متخلف کاسته شود، رعایت آن شاید جدی تر گرفته شود وبالای همه بصورت یکسان قابل تطبیق گردد. نهادهای مسئول در صورتی می توانند در کنترل و نظارت شان موفق باشند که موارد ذیل را دا را باشند:
 1) داشتن نیروی کافی؛ افراد متمایل به هنجار شکنی بدنبال فرصت هستند. لذا زمانی که نظارت درونی و غیر رسمی هم نباشد واز جانب ارگانهای رسمی و مسئول هم احساس آزادی و عدم نظارت را داشته باشند اقدام به رفتار متخلفانه می کنند.
 2) داشتن نیروی متخصص؛ پرسنل ونیروی نهادهای مسئول باید تربیت یافته ومتخصص باشند. چه اینکه کسی که از وظیفه خود دقیق معلومات نداشته باشد ومسلکی نباشد در تطبیق آن هم دچار مشکلات خواهد شد و در مواردی هم شاید تشخیص داده نتواند.
 3) امكانات؛ یکی از عناصر مهم برای جلوگیری از تخلفات وپی گیری افراد متخلف امکانات و تسهیلات است. جلوگیر از تخلفات قانونی وتطبیق قوانین در تمام عرصه ها نیاز به امکانات و تسهیلات ندارد. امکانات ظرفیت نظارت و کنترل رسمی را بالا می برود و برای پلیس و نهادهای مسئولاعتبار و اقتدار می بخشد.
. 4) كافی بودن حقوق و امتیازات؛ عدم امتیاز وحقوق مناسب کارمندان رسمی دولتی از یک طرف انگیزه تلاش مسئولانه برخی را شاید پائین آورد و و از طرف دیگر زمینه آلوده شدن به فساد را فراهم نماید.
. 5) باز آموزی نیروها و ارایه‌ی تكنیك های جدید؛ همچنانکه تمام عرصه های زنده‌گی بخصوص بخش های سخت افزاری در حال تغییر است، شیوه های تخلف از قانون نیز مطابق شرایط جدید تغییر می کند لذا نهادهای نظارتی وقتی می توانند درعرصه های مسئولیت شان کارایی قوی داشته باشند که مجهز به دانش، تکنیک و امکانات پاسخگو به نیازمندیهای جدید باشند.
 6) همكاری مردم؛ یکی ازراه های اثر گذار در کاهش جرم و رفتارهای نابهنجار همکاری مردم با نیروی پلیس است. هماهنگی و همکاری مردم با پلیس و نهادهای نظارتی باعث سرعت و دقت در فعالیت های نظارتی و کاهش هزینه های نظارتی می‌گردد. در هرجامعه که مردم از حکومت فاصله دارد و همکاری وجود ندارد، قطعا حکومت در عرصه های تطبیق قوانین و جلوگیری از تخلفات قانونی و هنجاری، با چالش های زیادی مواجه خواهد بود و بسیاری از مصادیق تخلف از چشم آنان پنهان می ماند.   
7.جامعه پذیری نامناسب   
اجتماعی شدن فرایندی است که به انسان، راههای زندگی کردن در یک جامعه رامی آموزد، در شکل گیری شخصیت اثر می گذارد، و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضو جامعه، توسعه می بخشد. جامعه پذیری درمراحل مختلف سنی صورت می گیرد اما عمدتاً در اوان کودکی نقش بیشتر دارد. درآغاز زندگی، کودک از دیگران فرا می‌گیرد که چه رفتارهای از او انتظار می رود. چگونه خود را با انتظارات و فرهنگ جامعه انطباق دهد.    
در جامعه پذیری مهارت های ضروری برای زنده‌گی در جامعه فراگرفته می¬شود. انسانها قادر می¬شود تا با دیگران بصورت آسان ارتباط برقرار نماید، الگوها و شیوه های رفتاریی را انتخاب نماید که برای جامعه قابل قبول باشد و خود را باتوقعات و انتظارات جامعه منطبق سازد.    
حال اگر این فرایند بصورت درست ومناسب انجام نشود، آشنایی با اهداف، ارزشها، هنجارها و اصول رفتاری معین وپذیرفته شده جامعه به درستی صورت نگیرد، اهداف یادشده تحقق پیدا نخواهدکرد. چنین وضعیتی منجر به ضعف هنجاری می شود. مراد از ضعف هنجاری، نقصان در عقل و احساس تعلق اجتماعی و تعهد نسبت به هنجار در میان اکثریت افراد جامعه است. به عبارت دیگر فشار هنجار بر اکثریت جمعیت کاهش پیدا می کند وزمینه هنجار شکنی فراهم می شود. (همان48).   
این وضعیت حاکی از جامعه پذیری ناقص است که زمینه ضعف هنجاری و نهایتاً رفتارهای نابهنجار فراهم خواهد شد.   
در بحث جامعه پذیری ناقص طبق تحلیل «دیدگاه یادگیری» که مبتنی براندیشه های یکی از جامعه شناسان مکتب شیکاگو «ادوین ساترلند» است، افراد به این علت کج رفتار می شوند که تعداد ارتباط های انحرافی آنان بیش از ارتباط های غیرانحراف شان است. افراد از طریق ارتباط با دیگران که حامل هنجارها وخرده فرهنگ های ظاهراً انحرافی، و کجروی اند، منحرف می شوند. (شارع پور،جامعه شناسی آموزش و پرورش: 299)   
از نظرساترلند رفتار انحرافی آموختنی است که افراد براثر روابط با اشخاص وفرهنگهای انحرافی در طی یک پروسه طویل المدت می آموزد. وی گوید كجروی وهنجارشکنی در ذات انسان نیست بلكه رفتار انحرافی در فرایند ارتباطی و طی کنش متقابل با دیگران و از طریق جامعه پذیری حاصل می شود. در این دیدگاه به برخی از عوامل جامعه پذیری که بعدً بحث می شود اشاره نشده وبیشتر برتاثیر گذاری محیط اجتماعی و یادگیری از طریق کنش متقابل با دیگران تاکیدشده است. این دیدگاه معتقد است معمولا افراد با هردو دسته از افراد همنوا وكجرو ارتباط دارد اما اینكه كدام یك از این دو گروه فرهنگ و رفتار خود را منتقل نمایند عناصر زمان تماس، شدت تماس با دیگران و نسبت تماس با هردوگروه را تأثیر گذار می داند.   
نظریه یاد گیری ساترلند به موارد ذیل اشاره می کند.   
1. کج رفتاری (هنجار شکنی) آموختنی است. منشاء ارثی یا متأثر از بهره هوشی نیست.   
2. کج رفتاری، در فرایند تعامل و کنش متقابل با دیگران آموخته می شود.   
3. بیشترین نقش در یادگیری کج رفتاری را، شبکه درون گروهی دارد و رسانه های جمعی و مطبوعات نقش ثانوی را دارد.       
4. نسبیت بالایی ارتباط با افراد کجرو یکی از عوامل مهم و اصلی در فراگیری رفتار نابهنجار است. (همان: 311)
    ادامه دارد
 

طبقه بندی: مقالات علمی،  سیاست و اجتماع،  گزارش فرهنگی، 
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان