تبلیغات
گروه مطالعاتی نگاه فردا - گفتمان انسان محوری سیاسی در اندیشه شهید مزاری(ره)


سپاس از بازدید شما
تاریخ : یکشنبه 1394/03/10
چکیده:با توجه به اینکه شهید مزاری(ه) دوره های مختلف زندگی خود را متعلق به محیط اجتماعی ای می داند که رشد شخصیت دینی، علمی او، وابسته به آن است؛ اصولاً باید مبانی انسان شناسی او همان انسان شناسی رایج در حوزۀ جهان اسلامی باشد؛ زیرا اندیشه ها و باور های او از بستر فرهنگ توحیدی اسلام با قرائت تشیع دوازه امامی و آموزه‌های دینی مایه گرفت است، بر این اساس گفتان انسان محوری سیاسی او را باید به نوع نگاه او در مبانی انسان شناسی درون دینی رایج جستجو کرد، نه در حوزه بیگانه از فرهنگ، ارزش ها و باور های که او اصلاً بدان تعلق خاطر نداشته.با توجه به مبانی انسان شناسی او در مورد انسان، مانندکرامت انسانی، مردم دوستی، معیار انسانیت انسان و محور قرار دادن خدا در همه امور، می توان اساس گفتمان سیاسی مزاری(ره) را در انسان محوری سیاسی و برابری انسانها در نظام سیاسی و حقوق شهروندی و پرهیز از کینه توزیها و انتقام گیری ها برپایه ستم های گذشته دانست.
کلید واژه ها: مبانی، انسان شناسی، کرامت، انسانیت، خدا محوری، برابری انسان ها.
 


مقدمه
مهم ترین ویژگی رهبر بزرگ جنبش عدالت خواهی، در افغانستان معاصر این است که وی اولاً، از میان مردم برخواست، دغدغه، درد، نگرش مردمی داشت، به همین جهت در عین باور راستین و حقیقی به جهان بینی اسلامی و حفظ رابطه ی خود با خدای تعالی به عنوان بندۀ از بندگان مطیع الهی در خصوصیت فردی، ملکه تقوی در نهاد و ضمیر ایشان نهادینه شده و تقوی معیاری انتخاب و عملکرد او بود و همین طور، میزان دوستی ها و دشمنی هایش تقوا بود، بر اساس همین ویژگی، ایشان همواره در گفتان سیاسی، ارزش انسانی را به گونۀ اساسی در جامعه موردتوجه قرار می داد، در نگرش او از بعد اجتماعی همه انسان ها در جامعه به گونۀ مساوی دیده می شود و به انسانیت انسان، کرامت انسان، از آن جهت که انسان مخلوق و برگزیده ای خدا است توجه و عنایت ویژه شده است. ثانیاً، از روزی که وارد مسائل سیاسی شد تا روز شهادت، در میان مردم بود، این آیه شریفه را سرلحۀ کاری و اندیشه خود قرار داد «كَما أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ َ»، (بقره/151). همان گونه كه فرستاده‏اى از خودتان، در میان شما فرستادیم؛ ایشان خود به گونۀ تلویحی این خصوصیت مردمی بودن و در میان مردم را اینگونه بیان می دارد: « بلی من افتخار دارم و با این افتخار خود به شما مردم تعهد کردم که حق شما را می خواهم و تعهد کردم که در رابطه با حقوق سیاسی و مذهبی شما مردم هیچ وقت وارد معامله نشوم و خیانت نکنم.» (احیای هویت، مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان: 63).
از این دو خصوصیت بارز و آشکار می توان چند اصل اساسی را در اندیشه و افکار او دست یافت؛
 اولاً گرایش ها و ارزش های دینی براساس جهان بینی اسلامی در وی رسوخ جدی داشته است. ثانیاً می توان گفت نوع نگاه او به جامعه انسانی، براساس ارزش انسان با محوریت خدا در رأس همه امور قرار داشته، به همین جهت ارزش انسان را با توجه به گذاره های دینی اساس گفتمان سیاسی خود قرار داده است.
ثالثا به نظر می¬رسد اگر عنوان رهبری برای وی زبنده باشد، قبل از اینکه به عنوان یک رهبر سیاسی مطرح باشد، عنوان رهبری دینی و معنوی شایسه شخصیت او است، زیرا در قرآن کریم، مردمی بودن و در میان مردم بودن از خصوصیات اصلی رهبران دینی و پیامبران ذکر شده است و قرآن می فرماید: «كَما أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ َ»، (بقره/151) همان گونه كه فرستاده‏اى از خودتان، در میان شما فرستادیم؛ استاد علی زاده مالستانی، این خصوصیت رهبر شهید را چنین توضیح می دهد:
«باید بین رهبر و مردم از جهت اعتقادی، قومی، وضعیت طبقاتی، سطح معیشت، نوع زندگی سنخیت و تناسب باشد. اگر این تناسب‌ها نباشد، زشتی و ناهمخوانی تبارز کرده موجب اختلال و عدم تعادل در کارکرد می‌گردد. شهید مزاری بزرگ الگوی رهبری بود، او رهبری را از پیشوایش علی(ع) الگو گرفته بود؛ همان امامی که در زندگی خود، از پوشیدنی بهره‌ی بیش از دو جامه‌ی کهنه، و از خوردنی بیش از دو قرص نان جوین نداشت. بیت‌المال در اختیارش بود، می‌توانیست از مغز گندم، عسل ناب و پارچه‌های ابریشمی استفاده کند، ولی گرسنه‌گان و تشنه‌گان و برهنه‌گانی که در جاجای کشورش بود، او را آزار می‌داد، زندگی خود را هم سطح زندگی پایین‌تر و فقیرترین قشر اجتماع تنظیم کرده بود. حقیر در سال1376 که از بامیان به قم رفتم، همراه با آقای خلیلی به خانه‌ی شهید مزاری رفتیم، مادرش را تسلیت گفتیم، زینب دخترش کوچک بود، پهلوی مادر بزرگش نشسته بود. فرش زیر پایش تار و پودش دیده می‌شد. دوبار دیگر نیز برای ختم قرآن در خانه‌ او رفته‌ ام، همان فرش را دیدم. یکی از اتاق‌های خانه‌اش درب نداشت. خانه را بنیاد شهید در اختیارشان قرار بود.(علی زاده مالستانی، میراث بی وارث).
مبانی انسان شناسی شهید مزاری در گفتان انسان محوری سیاسی
استاد شهید مزاری(ه) به جهت اینکه در دوره های زندگی از کودکی تا دوران تحصیل اعم از داخل افغانستان(مدرسه نانوایی)، خارج آن مانند حوزه علمۀ قم و وارد شدن به وظیفه خطیر رهبری سیاسی از گروه قومی خاص از جامعه، در محیط خانوادگی و زندگی علمی خود، متعلق به یک جامعه دینی و مذهبی است، اصولاً باید مبانی انسان شناسی او همان انسان شناسی رایج در حوزۀ جهان اسلامی باشد؛ زیرا اندیشه ها و باور های او از بستر فرهنگ توحیدی اسلام با قرائت تشیع دوازه امامی و آموزه‌های دینی مایه گرفت است، بر این اساس گفتان انسان محوری سیاسی او را باید به نوع نگاه او در مبانی انسان شناسی درون دینی رایج جستجو کرد، نه در حوزه بیگانه از فرهنگ، ارزشها و باورهای که او اصلاً بدان تعلق خاطر نداشته، بنابر این لازم است در ذیل برخی از مبانی انسان شناسی استاد مزاری(ره) را که در واقع بر گرفته از جهان بینی اسلامی و آموزه های وحیانی پیامبر گرامی اسلام و تفسیر خطا ناپذیر دین از ائمه معصومین (ع)، است، را ذکر نموده و آنگاه بر اساس همان مبانی باید گفتان انسان محوری سیاسی او را تحلیل و تفسیر کنیم.
1.کرامت انسانی
بدون شک کرامت انسانی در محور جهان بینی اسلامی و ایدئولوژی قابل تبیین و تحلیل است. یکی از مبانی انسان شناسی استاد شهید مزاری(ه)، به عنوان یک اندیشمند دینی و مکتبی محتوا و تفسیر این آیه قرآن کریم است که می¬فرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر» (حجرات: 13)
اى مردم! در واقع ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را نژادها و قبیله‏هایى قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید؛ در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا خود نگهدارترین (و پارساترینِ) شماست؛ براستى كه خدا داناى آگاه است‏.
 ایشان بر اساس برداشت از این آیه قرآن کریم، در صدد ارائۀ یکی از مبانی انسان شناسی دینی در گفتان انسان محوری سیاسی خود است و می¬فرماید:
 «قرآن کریم خطاب می¬کند به «ناس» یعنی «مردم» « یا الیهاالناس» یعنی ای مردم در اینجا نمی گوید این مردم مؤمن است یا غیر مؤمن. نمی گوید که مردم پیروی مسیح است یا پیرو اسلام، یا پیرو موسی... قرآن صدا می زند « ای مردم» ما شما را از یک زن و مرد آفردیم، لذا خلقت در خلقت تان هیچ تبعیضی نیست آنگاه شما را شعبه شعبه و قبیله قبله قرار دادیم. اسلام می آید این را که قیافه ها دارد و نژادها فرق دارد، صحه می گزارد و می گوید که ما شما را قبیله قبیله خلق کردیم، اما چرا قبیله قبیله خلق کردیم؟ « لتعارفوا» تا یک دیگر را بشناسید» (چراغ راه: 168)
 از این برداشت استاد شهید می توان بدست آورد که یکی از مبانی اصلی انسان شناسی درون دینی وی این است که همه آدمیان با هم برابر و برادر ند بما هو انسان بریده از رگ، نژاد، مذهب، جنسیت بر دیگری هیچ گونه امتیاز و برتری ندارند، بر همین مبنا همه انسان ها در برابر قانون و بهره مندی از حقوق و امتیازات با هم برابرند. علی امیری این مبنای استاد را این گونه بیان می دارد:
«مزاری فقدان رفتار و روابط انسانی و استیلاء جور و جهل و تبعیض بر مناسبات آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه می دانست. لذا با الهام از آموزه های توحیدی اسلام، پیام برادری، برابری و كرامت انسانی را سر می داد و حل مشكل را در گرو احیاء انسانیت، احترام به انسان و اعتقاد به برابری انسان می¬دید«، (چراغ راه، امیری، شهید مزاری، و طرح انسانی کردن سیاست: 342)
3.اسلام محوری اساس گفتمان انسان محوری سیاسی
استاد علی زاده مالستانی این مبنا فکری استاد مزاری را که در واقع بیان گر نوع نگاه او به انسان و خواسته های طبیعی و حقوقی را مشخص می¬کند، چنین توضیح می دهد:
«یکی از گوشه‌های از شخصیت و اندیشه‌های شهید مزاری، اسلام محوری و دین محوری است. شما سخنرانی‌هایش را که پیاده شده و چاپ شده، مصاحبه‌هایش را با خبرنگاران و ملاقات‌هایش را با اقشار مردم و موسفیدان بخوانید، یک کلمه از آن کلمات وارداتی که احیانا کسانی که آنها را به نشانه روشن فکری نشخوار می‌کنند، نمی‌بینید. اسلام برای او اصل بود، همه چیز را روی محور اسلام می‌خواست؛ عدالت اسلامی، حقوق در محوریت اسلام، حکومت اسلامی در محوریت اسلام را می‌خواست.   
در مصاحبه‌ی که با او صورت گرفته و از او سوال شده که با چه گروه‌های ما می‌توانیم وحدت کنیم؟ در جواب گفته است: با سه گروه نمی‌توانیم وحدت کنیم: با گروه‌های که اندیشه اسلامی نداشته و مخلوط و التقاطی باشد، هرچند سوابق مبارزاتی داشته باشد. دوم با گروه‌های که از نظر فکری، فرهنگی و اعتقادی مستقل باشد و وابسته به بیگانه نباشد، می‌توانیم به راحتی وحدت کنیم. و با هر گروهی که از نظر فکری، و اعتقادی استقلال نداشته باشد، نمی‌توانیم وحدت کنیم. سه، ما می‌خواهیم امت واحده اسلامی داشته باشیم. اما استکبار جهانی با دامن زدن مساله ملیت و قومیت می‌خواهد مسلمانان را پارچه پارچه و اسلام را تضعیف کند، ما با کسی که در اندیشه تشکیل امت واحده اسلامی نباشد، نمی‌توانیم وحدت داشته باشیم. بنابراین همانطوری که اندیشه‌های امام خمینی(قدس سره) اندیشه‌های فقهی، سیاسی و اجتماعی او در جهان اسلام شاخص است، اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی او در کشور، و در میان ما شاخص است و او گپ اول و آخر را می‌زد»(مزاری؛ معشوق دلها،، ویب سایت علی زاده مالستانی،تاریخ انتشار 1393/05/18).
3. مردم دوستی
یکی دیگر از مبانی انسان شناسی استاد مزاری، انسان دوستی بر اساس معیار انسانیت است، به این معنا که هر انسانی اگر ارزش های انسانی را بهره مند باشد، شایسته دوستی است. به همین جهت یکی از ویژگی های شخصیتی شهید مزاری حس مردم دوستی، شهید مزاری نهایت مردم دوست و ملت پرور بود. استاد مزاری به حد ملت دوست و مردم پرور بودند که همه وی را به اسم بابه صدا می کردند، یعنی همه وی را پدر خویش می دانستند، چون بابه مزاری بزرگ هیچ گونه تفکیک میان خود و مردم قایل نبودند وی چنان عاطفی و محبت آمیز با ملت خود برخورد می کرد که مردم همه شفته او گردیده بود. لذا به نظر می¬رسد این حس انسان دوستی شهید مزاری بر گرفته از این اصل است که در منظومه فکری وی، انسانیت انسان ها بر اساس ارزش های انسانی باید مورد توجه قرار گیرد؛
علی امیری این مبنا استاد را این گونه بیان می کند: «از دیدگاه مزاری صرفاً از راه باز گرداندن انسانیت در جامعه و مدار قرار گرفتن انسان است که می توان بر معضل اجتماعی ملت افغانستان فایق آمد. مزاری فقدان رفتار و روابط انسانی و استیلاء و جور و جهل و تبعیض بر آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه می¬دانست» (چراغ راه، امیری، شهید مزاری، و طرح انسانی کردن سیاست: 340).
حسین شفایی گوشه از این مبنای انسانیت دوستی رهبر شهید را چنین توضیح می دهد:« نگرش رهبران نسبت به جامعه بستگی به دیدگاه آنان نسبت به عهده داری مسؤولیت رهبری دارد، آنانکه با انگیزه انجام رسالت، اجرای عدل، بر چیدن بساط ستم و خدمت به جامعه زمام امور ملت را به عهده می گیرند، نسبت به ملت احترام قایل هستند و حاضر می گردند در راه خدمت به جامعه از هستی و زندگی خویش مایه بگذارند. مزاری بزرگ در طی سه سال رهبری و سه سال مقاومت در غرب کابل، نشان داد که حاضر است در راه تحقق آرمان مردم، هر گونه رنج و مصیبت، فشار و تنگنا را به جان پذیرا شود.(شفایی، شهید مظلوم حجته الاسلام و المسلمین عبدالعلی مزاری اسوه شجاعت و پایداری:24)
استاد شهید، از این مبنای انسان شناسی خود در برابر دیدگان مردم، چنین بیان می فرماید:
« از خدا هیچ وقت نخواسته ام که من بدون شما، به جای بروم تا جان خود را نجات دهم و شما را در معرکه تنها بگذارم، نه، تنها این را از خدا نخواستم، خواسته ام که در کنار شما، خونم اینجا بریزد و در بین شما کشته شوم» (چراغ راه، 224)
گفتمان انسان محوری سیاسی
با توجه به مبارزات، تلاش ها، عملكردها، سخنرانی ها و مصاحبه های شهید مزاری، روشن می گردد كه «عدالت اجتماعی» به عنوان محور و مركز دایره نظریه گفتمان سیاسی او (به عنوان برون رفت از بحران افغانستان و تحكیم یك نظام سیاسی پایدار و ماندگار در این كشور) قرار دارد.شهید مزاری با توجه به ساختارهای قومی موجود در افغانستان و نیز ستمهای تاریخی موجود در کشور وبرتری طلبی ها و خود محوری ها و نیز تکوین شخصیت سیاسی و مذهبی ایشان، بهترین گزینه در انتخاب گفتمان سیاسی او« عدالت اجتماعی» است. سیاست مزاری در طول مبارزاتش هرگز برپایه انتقام گیری تاریخی یا برتری طلبی قومی برقومی دیگر استوار نیست، فریاد مزاری فریاد عدالت خواهی است که در سایه آن همه شهروندان کشور می تواند به حقوق مساوی شهروندی برسند.
 او می گوید:«هدف ما تشكیل یك حكومت اسلامی، مردمی، فراگیر، مبتنی برعدالت اجتماعی در افغانستان است، ما می خواهیم ستم های چندین قرنه بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه ای بوجود آید كه در آن از تبعیض، برتری گری، تفاخر و افزون خواهی خبری نباشد و كلیه مردم افغانستان از هر قوم و نژاد، با هر رنگ و زبانی، برادرانه و برابر زندگی كنند»(خبرنامه وحدت، چاپ كابل، شماره 73، (26/9/1371)
براین اساس می توان گفتمان سیاسی مزاری« انسان محوری سیاسی و برابری انسانها در نظام سیاسی و حقوق شهروندی و پرهیز از کینه توزیها و انتقام گیری ها برپایه ستم های گذشته دانست». در دنیای امروز آنچه سیاست و مبارزه را ماندگارمی سازد، انسانی نگریستن به مبارزه برپایه احترام به حقوق شهروندی انسانها و دوری جستن از انتقام گیری ها است و انچه سیاست را به جنگ و خشونت تبدیل می کند، انتقام گیری، حذف اندیشی و جزم نگری در بازی سیاسی و مبارزاتی است. مبارزات سیاسی شهید مزاری چه قبل و چه بعد از مقاومت غرب کابل برپایه عدالت اجتماعی بود ودر قالب این ترکیب مفاهیمی که در بالا ذکر کردیم نماد می بخشید. در مقابل مبارزات شهید مزاری کسانی بودند که برتری طلبی و حذف حقوق شهروندی اقوام محکوم در این کشور، محور برنامه های نظامی و سیاسی شان بود، حوادث خونین افشار، غرب کابل، مزارشریف، یکاولنگ و بامیان نمونه های عینی این گونه تصفیه-های قومی است که از سوی دشمنان گفتمان عدالت اجتماعی سر زده است.
اكنون با محور قرار دادن تركیبی این دو واژه(عدالت اجتماعی) در ساختار اندیشه سیاسی رهبر شهید می توان نظریات، اهداف و خواسته های او را در چندین دهه مبارزات سیاسی و نظامی او تحلیل و تفسیر كرد. واژه های دیگر سیاسی كه او در تحلیل اهداف و نظریات خود به كار برده است، نیز تنها در قالب همین واژه تركیبی و محوری یعنی «عدالت اجتماعی» قابل درك و قابل تفسیر می گردد. به بیان دیگر تصویر شفاف از اندیشه سیاسی شهید مزاری برای ساختار نظام سیاسی در افغانستان فقط در آیینه یك عبارت به ظاهر كوچك؛ اما در واقع بزرگ؛ یعنی «عدالت اجتماعی» تبلور پیدا می كند.
علی امیری این گفتمان سیاسی استاد مزاری اینگونه تشریح می کند: او برای نخستین بار در تاریخ معاصر، اقدام به هم زنی مناسبات غیر انسانی حاکم بر روابط حکومت و مردم در جامعه ی افغانستان کرد. جامعه ای که نه تنها سلوک سیاسی حاکمان آن، بل تمام رفتار و روابط اجتمعی در آن از لحاظ انسانی مریض و معیوب بود.... او یگانه یگانه کسی است که اقدام به انسانی کردن سیاست و مجموعه ی روابط اجتماعی نموده است.»، (چراغ راه، امیری، شهید مزاری، و طرح انسانی کردن سیاست: 340) وی در ادامه این گفتمان را توضیح بیشتر می دهد: از دیدگاه مزاری صرفاً از راه باز گرداندن انسانیت در جامعه و مدار قرار گرفتن انسان است که می توان بر معضل اجتماعی ملت افغانستان فایق آمد. مزاری فقدان رفتار و روابط انسانی و استیلاء و جور و جهل و تبعیض بر آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه می دانست. لذا با الهام از آموزه های توحیدی اسلام،پیام برادری، برابری و کرامت انسانی را سر می داند و حل مشکل را در گرو احیاء انسانیت، احترام به انسان و اعتقاد به برابری انسان می دید. پیام او پیام انسانیت است... با انسانی شدن سیاست و به تبع آن انسانی شدن رفتار مناسبات اجتماعی ومدار قرار گرفتن تقوی وکرامت با جای زبان، نژاد و نابودی اندیشه های تبعیضی و نژادی است که دین و مذهب جایگاه شایسه خود را در وجود آدمی باز می یابد(همان: 246)
آنچه «عدالت اجتماعی» در اندیشه رهبر شهید به عنوان محور یك گفتمان سیاسی قرار گرفته، پس منظر تاریخی و تحولات سیاسی و نظامی عصر خودش است؛ به نظر این قلم مزاری را نمی توان از ایدئولوژی دینی او جدا كرد؛ اما تنها باورهای دینی او را به سوی چنین نظریه گفتمانی نكشانده است؛ زیرا بسیارند عالمان دینی كه عمری را در مبارزات سیاسی به سر برده اند؛‌اما هیچگاه «عدالت اجتماعی» در اندیشه سیاسی آنان اهمیت محوری نیافته است. دلیل اینكه عدالت اجتماعی در گفتمان سیاسی شهید مزاری محور قرار می گیرد جبر تاریخی و جبر زمان خودش هست. او در لابلای تاریكی ها و بیدادگری هایی كه در بستر تاریخ سیاسی و نظامی كشور رخ داده است و عصر سیاه جنگ داخلی و خودمحوری های زمانه كه افزون طلبی های كور، افغانستان را به بحرانی ترین شرایط تاریخی قرار داده بود، به دنبال سایه روشن هایی می گشت تا آن را به عنوان كلید اساسی حل بحران افغانستان به صورت دایمی ارایه نماید، زیرا در محدوده جغرافیایی مثل افغانستان و ساختارهای اجتماعی آن یگانه راهی که حقوق شهروندی را به صورت برابر ترسیم می کرد و به آن رنگ دینی و سنتی نیز می بخشید، « گفتمان عدالت اجتمانی» بود.
نتیجه گیری
با توجه به ذکر برخی از مبانی انسان شناسی، استاد شهید مزاری(ره) می توان نتیجه گرفت که جوهره اصلی گفتمان شهید مزاری، در سیاست را انسان محوری، برابری انسانها در حقوق شهروندی، مشارکت همه انسانها، گروهها و کتله های قومی در سرنوشت سیاسی، به فراموشی سپردن ستم ها وظلم ها برای برپایی یک نظام نوین انسان محور و با حقوق شهروندی مساوی در سایه انتخاب و نظام دموکراسی، تشکیل می دهد.براین اساس آنچه شخصیت او را در خاطره ها و اذهان انسانها جاودانه می سازد، نگاه انسانی به سیاست و حقوق شهروندی انسانها است و گرنه هستند مبارزانی که در مرور زمان خود به انسانهای خودکامه، مستبد و برتری طلب تبدیل شده اند که جز خاطره نفرت انگیز دستاآورد دیگری در ذهن انسانها نداشته اند. به عبارت دیگر در تاریخ معاصر افغانستان او یگانه كسی است كه اقدام به انسانی كردن سیاست و مجموعه ی روابط اجتماعی نموده است.از دیدگاه مزاری صرفاً از راه بازگرداندن انسانیت در جامعه و مدار قرار گرفتن انسان است كه می توان بر معضل اجتماعی ملت افغانستان فایق آمد.   
مزاری فقدان رفتار و روابط انسانی و استیلاء جور و جهل و تبعیض بر مناسبات آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه می دانست. لذا با الهام از آموزه های توحیدی اسلام، پیام برادری، برابری و كرامت انسانی را سر می داد و حل مشكل را در گرو احیاء انسانیت، احترام به انسان و اعتقاد به برابری انسان می دید. راه خروج از ظلمت، ایمان به انسانیت و قبول برابری انسانها بدون مد نظر داشتن تعلقات لسانی و مذهبی و قومی است. و این را مزاری به ما تعلیم داده است و راه نجات همین است. او خود نیز توانست در محیطی كه وحشت حكومت می كرد، انسان خوار و بی مقدار بود و انسانیت به چیزی گرفته نمی شد و افتخارات كاذب و دروغین مثل "خون" و "خاك" و "نژاد" و "زبان" جای كرامت و حیثیت انسانی را اشغال كرده بود، صدای انسانیت را بلند كند و از عداوت و نامردی ها و سنگ اندازی ها نهراسد.در حالی كه او فقط خواسته است از راه احیاء انسانیت و احترام به انسان و اعتقاد به برابری انسانی، بدون در نظر داشت نژاد و زبان و مذهب، سیاست را انسانی كنند و در خدمت انسان قرار دهد كه سرانجام جان خویش را نیز در همین راه از دست داد.
 
منابع:
1.    قرآن کریم، ترجمه محمد علی رضایی اصفهانی و همکاران.
2.    مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان، احیای هویت، مرکز ناشر انتشارات سراج، چاپ دوم،  زمستان 1388.
3.    رضارضایی، چراغ راه، سخنرانی ها و مصاحبه های برگزیده از رهبر شهید بابه مزاری(ره)، نمایندگی اروپاه، 1388، بنیاد شهید بابه مزاری.
4.    علی زاده، مزاری معشوق دلها، ویب سایت علی زاده مالستانی، تاریخ انتشار 1393/05/18
5.     حسین شفائی، نشریه حزب وحدت اسلامی افغانستان، تحت عنوان شهید مظلوم حجته الاسلام و المسلمین عبدالعلی مزاری اسوه شجاعت و پایداری.
6.    خبرنامه وحدت، چاپ كابل، شماره 73، (26/9/1371).
 

طبقه بندی: اندیشمندان افغانستان،  هزاره های افغانستان،  مقالات علمی،  سیاست و اجتماع،  نشریه نگاه فردا، 
کلیدواژه: شهیدمزاری، انسان محوری، گفتمان، گفتمان سیاسی در اندیشه شهید مزاری،
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان