تبلیغات
گروه مطالعاتی نگاه فردا - شماره های سیزدهم و چهاردهم فصلنامه نگاه فردا، منتشر شد


شماره سیزدهم و چهاردهم فصلنامه نگاه فردا، ویژه پاییز و زمستان  1393، منتشر شد.
آنچه در این شماره می‌خوانید به ترتیب بخش های فصلنامه عبارتند از:
نـــــگاه نخست
بررسی روند تعامل سیاسی شیعیان افغانستان در شرایط جدید/سردبیر
انـــــــدیـــشــــــه
آسیب شناسی تفسیر علمی/اسحاق علی مطهری
عوامل آرامش از نظر قرآن کریم/ محمد باقر محقق
معیارهای استفاده از ظرفیت دوستی در روابط اجتماعی از منظر قرآن وسنت/  محمد  انور محمدی
سیاست و اجتماع
بررسی علل وزمینه های هنجار شکنی/ محمد علی اخلاقی
موانع و راهکارهای ثبات دموکراسی در افغانستان/ امان الله ناطقی
گفتمان انسان محوری سیاسی در اندیشه شهید مزاری(ره)/ محمد صادق افتخاری
گزارش بیستمین سالیاد شهادت رهبر شهید(ره)
روزنــــــــــه
مالستان درکتاب غزنی بستر تمدن شرق اسلامی/ عبدالعلی عادلی



چشم انداز این شماره  
 افغانستان با نمایش وضعیت سنّتی در قالب یک حکومتداری ضعیف در روابط پویا با یک جامعۀ قوی، نمونه ای از حکومت تکه تکه به هم پیوسته در منطقه می باشد. در حقیقت، افغانستان، کشور اقلیّت هایی است که هویت اعضای آن براساس روابط و وابستگی های محلی و منطقه ای شکل گرفته است تا براساس چشم انداز بزرگ ملی. از برایند دیگر، جامعه ی افغانستان، همچون بسیاری از کشور های همجوار خود، جامعه ی چند قومی است که در آن چهار قوم هزاره، ازبک، تاجیک، پشتون و اقوام دیگر حضور دارند.هزاره ها یک اقلیت شیعی هستند که در کشور که اکثریت جمعیت اش سنی است زندگی میکنند. به طور عمده اقلیّت شیعۀ هزاره در افغانستان از نظر تاریخی محروم بوده است و به صورت مشخص مورد رفتار تحقیرآمیز قرار گرفته است. طی سال های حکومت ایدئولوژیک طالبان (1996 تا 2001م)، هزاره ها مورد رنج و شکنجۀ بی سابقه ای قرار گرفتند. امّا، از زمان مداخلۀ ناتو به رهبری ایالات متّحده در یک دهه و نیم قبل، شرایط آن ها در اصول و اساس بهبود یافته است. آن ها در شرایط نسبتاً امنی می توانند به مشارکت های سیاسی و اقتصادی سهم بگیرند و در زمینۀ رشد پولاریسم سیاسی و مدنیت اجتماعی در افغانستان تاحدی موفّق شده اند. به عبارت دیگر برای این اقلیت قومی مذهبی دهه گذشته را می توان دهه نام گذاشت که شیعیان افغانستان هویت دینی و مذهبی خود را به عنوان شهروند افغانستان متبارز نمایند.

روحیه سازش و دموکراسی دو عامل بستر سازی فعالیت شیعیان
با توجه به سیر تحول و روند روابط مطلوب جامعه جهانی با افغانستان از (2001 م)تا کنون،  و نیز درد، محرویت و زجر تاریخی شیعیان می توان گفت که دو عامل ذیل نقش مهم در تعامل سیاسی مثبت شیعیان با رقیبان سیاسی در داخل افغانستان داشته است:  
1.اولین عامل این است که شیعیان به صورت کاملاً سنّتی، مردم خیلی سخت کوش و کارآفرین، با پتانسیل بالای سازماندهی، سازش و روحیۀ آمادگی هستند. تجربیات تلخی تاریخی به آن ها آموخته اند که باید در برابر تغییرات شرایط محیطی خیلی حساس باقی بمانند و از هرفرصتی که برای آن ها پیش می آید به منظور حفظ و تقویّت زیست پذیری به عنوان یک ملت از آن استفاده می کنند. آن ها یادگرفته اند که برای شان مهم باشد تا با شرایط مختلف محیطی و شبکه های ملی و بین المللی به منظور بالا بردن اهداف شان خود را وفق بدهند.به همین جهت گفتمان ملت سازی در افغانستان در محافل علمی شیعیان، بیشتر از سایر اقوام و مذاهب به گونه ای جدی مطرح می شود؛ زیرا آنان درک نموده اند که رشد و توسعه مدنی و فرهنگی تنها در سایه ملت سازی تحقق پذیر است. بر اساس همین روحیه بود که شیعیان هم در دوران کرزی و هم در روند تحولات انتخابات سال 1393ش و مشارکت در دولت وحدت ملی بیشترین رسک و خطر را پذرفته اند و همواره خود را در دوشادوش بازی گران سیاسی سهیم می کنند، نمونه آن را می توان به میزان تنوع مشارکت سیاسی شیعیان و احزاب مختلف در انتخابات سال 1393ش یاد نمود.
2. دومین عامل این است که دموکراسی و نهاد سازی از سوی قدرت های برتر دنیا روی نظم پولاریست سیاسی برای شیعیان و هزاره ها خیلی مهم بوده است. رشد جامعۀ مدنی، در میان دیگر فاکتورها، کانال هایی برای جامعۀ شیعه و  هزاره ها ساخته است که آن ها می تواند با استفاده از آن از علایق خود دفاع کنند و به خواست های خود سامان ببخشند.     

به صورت قابل بحث، هزاره از دیگر اقلیّت در این حوزه موفّق تر هستند. هزاره ها، حالا دیگر مظلوم، محروم و استثمار شده که زمانی به آن عادت کرده بودند، نیستند. آن ها در شرایط فعلی افغانستان نیروی قدرتمندی نسبی به حساب می آیند. رشد قدرت  نسبی هزاره در همۀ سطوح فرقه ای، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آشکار است. به چند نمونه ذیل را از دوران حاکمیت کرزی و شرایط جدید می توان اشاره نمود:
الف:برای اولین بار در تاریخ افغانستان، قانون اساسی مصوب( 2004م) ، به شیعیان حق می دهند که دادگاه ها در مسایل خانوادگی مطابق فقه شیعی مسایل مبتلابه شیعیان افغانستان را حل و فصل کنند. به عنوان بزرگترین گروه قومی شیعی در افغانستان، هزاره ها این موضوع را یک پیروزی بزرگ می دانند. قانون اساسی جدید با به رسمیت شناختن زبان دری به عنوان زبان دوم کشور و رسمیت دادن به مذهب تشیع در کنار مذهب حنفی، فرصت تألیف کتاب های درسی به زبان دری و با محتوای آموزه های شیعی را در اختیار شیعیان قرار می دهد؛
ب: قانون احوال شخصیه شیعه در( 2009م) توشیح گردید. اگرچه بعضی آن را به عنوان قانون کاملاً افراطی در مسایل خانواده می دانند، ولی همه ماستر پلان های شیعه از آن حمایت می کردند و به عنوان حقوق اقلیّت شیعی به رسمیت شناختند.
ج: منطقه ای در هزاره جات در سال (2004م) به عنوان یک ولایت بنام دایکندی اعلام گردید.
د: طی آخرین انتخابات پارلمانی (انتخابات پارلمانی 2010م)، شیعه ها و هزاره ها 56 کرسی از 249 کرسی را در یک برآورد خیلی پایین از آن خود نمودند.
د: در دوران نیمه دموکراسی آقای کرزی برخی از شخصیت های شیعیان هزاره  در قدرت سیاسی مشارکت داشتند، آن هم با رویکرد متفاوت خوش بینانه و انتقادی به دولت، در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم:
1.استاد محمد کریم خلیلی، از دوره موقت تا دورۀ انتقالی و دو دورۀ انتخابی به عنوان  معاون دوم رئیس جمهور، ایفای وظیفه نمود. بدور از نقد ها و کاستی ها که برخی به استاد کریم خلیلی وارد می دانند می توان گفت وی از معدود شخصیت های سیاسی هزاره است که از قدرت چانه زنی سیاسی بالای برخور دار است، وی با تمام روابط مطلوب که در دورۀ معاونت خود با کرزی داشته، همواره نگاه انتقادی با حکومت داشته، به همین جهت در یکی از سخنرانی خود در غرب کابل خطاب به مردم هزاره می گوید: « به من بگویید! این نظام با همه ضعفها، نارسایی ها و حتی بدی هایش ، همین تبعیضها و تعصباتی که از همه کرده بیشتر من درجریان آنم و درد دل مرا خدا می داند، اگر این نظام از بین برود، کدام گزینه دیگری را سراغ دارید؟! به من بگویید! کدام مجموعه دیگری هست که بیاید این مردم را از آفتِ ظلمت و تاریکی حفظ کند. من که نمیبینم»(سخنرانی آقای خلیلی تاریخ  26/6/1391 در غرب کابل).
2.استاد محمد محقق؛ ‌دور از هر گونه افراط و تفریط  استاد حاجی محمد محقق، یکی از تأثیرگذارترین سیاستمداران ِ نسل دوم هزاره‌ها است، زیرا وی مناسب ترین بازیگرسیاسی بوده است که با صداقت وشهامت ازمنافع و حریم جامعه هزاره پاسداری کرده است. به همین جهت در الگوهای رفتاری آقای محقق نشانه های زیادی از اخلاق و رفتار رهبر شهید مزاری(ره) را می توان نشانه گذاری کرد که از آن جمله، جوان مردی، غرور وشهامت او در ابراز موضع و اندیشه در جریانات و حوادث که چالش بر انگیز بود.
مراد ازذکر موارد مذکور، به عنوان نمونه های نتایج تعامل مثبت و سازنده شیعیان افغانستان در زمان حاکمیت کرزی این است که با توجه به میزان شهروندان شیعه در افغانستان، تأثیر نفوذ همسایه ها در میان احزاب ذی نفوس غیر شیعی و نیز درد و رنج های گذشته، پراگندی نخبگان و عالمان دینی، رهبران به اصطلاح سیاسی در میان احزاب غیر شیعه و هزاره، ضعف مدیریت برخی از رهبران، و چندین عامل دیگر نباید انتظار داشت که هزاره ها در کشاکش های سیاسی و  تصاحب قدرت، با شکل دموکراتیک، به همان حق واقعی خود برسند، زیرا در افغانستان یک نوع انحصار آمیخته با استبداد، نابرابری، بی عدالتی به شکل موروثی و ثابت، همواره وجود داشته و نمی توان با گذشت از یک و چند دهند، این انحصار شوم از افغانستان بر چیده و تمام ملت افغانستان به حق واقعی خود در مشارکت سیاسی برسند.
در مجموع می توان از مرور تعامل سازندۀ شیعیان و هزاره ها از ابتدای حاکمیت کرزی تا کنون،  به نکات ذیل به گونۀ محوری توجه نمود:
الف:اگر خواسته ها و سهم گیری اقوام مختلف در مشارکت سیاسی روند غیر دموکراتیک داشته باشد، باید همان راه را انتخاب نمود که رهبر جنبش عدالت خواهی در افغانستان در زمان حکومت مجاهدین انتخاب نمود. شهید مزاری(ره) به عنوان رهبر سیاسی هزاره‌ها با این استدلال که در ایجاد ساختار دولت مجاهدین احزاب و رهبران سیاسی هزاره نقشی نداشته و به هزاره‌ها سهم عادلانه در قدرت داده نشده، رویکرد تعارض با دولت برهان الدین ربانی مرحوم را در پیش گرفت.
ب: اگر پولاریست سیاسی در افغانستان، یک روند رو به رشد را می گذراند، شیعیان و هزاره ها نیز باید بر اساس تعامل سازنده با رقبای سیاسی و نیز درک شرایط موجود در افغانستان جدید، عدم پشتوانه کافی از قدرت های دخیل در افغانستان، به گونۀ محتاطانه به شرایط جاری کشور، تأمل نمایند و همواره رسک پذیر باشند و توقعات زیاد بیجا نداشته باشند. ممکن است در بازی های سیاسی گاهاً مسیر رو به رشد متوقف و یا حالت نزولی را به خود گیرد.
ج: بعد از ایجاد بحران در انتخابات سال 1393ش و توافق در تشکیل دولت وحدت ملی، معرفی کابینه و عدم کسب اعتماد سه وزیر هزاره از مجلس نمایندگان، تنها نگاهی واقع بینانه به مسایل سیاسی برای یافتن راه حلی سیاسی کمک می‌کند، حقیقت این است، ساختار آهنین قومی در افغانستان حاکم است.عدم کسب رأی اعتماد وزرای کابینه ازبک ها و هزاره ها، در واقع تحقیر این دو گروه قومی بود، این حقارت قلب این دو قوم را سوزاند و از آن سوز شاید روزی دودی بلند شود تا اشک چشم گروه‌های به ظاهر پیروز را نیز بکشد. زیرا نزاع‌های تباری تاهنوز برنده نداشته و همه تاوان پرداخت کرده‌اند. در آینده نیز چنین خواهد بود. درست است که هزاره‌ها و ازبک‌ها در یک پروسه دموکراتیک و با رای اکثریت حذف شدند. اما همیشه حق با اکثریت نیست. نقدی بر دموکراسی همین است که دموکراسی در حقیقت همان دیکتاتوری اکثریت است که اقلیت مثل نظام‌های توتالیتر توسط اکثریت قرابانی و حتی حذف می‌شوند.
بنابر این شیعیان و هزاره ها در تعامل سیاسی خود در شرایط جدید، از پولاریست سیاسی موجود در افغانستان، بهترین بهره را گیرند، هماره با رسک پذیری، شانس سهم گیری در قدرت را بالا برند، ممکن است در این رسک و خطر در میدان رقابت شکست را متحمل شوند، ولی نباید بعد از آن سیر از انتقاد ها دامن گیر نخبگان، رهبران جامعه شود، عدم دست یابی به نتیجه مطلوب باعث نشود که همیشه کاسه و کوزه را بر سر محقق و خلیلی شکست و با نوشتن بخت نگون هزاره و از این طیف نوشته های انتقادی چیزی جزء ناامیدی، سردرگمی ارمغان دیگر برای جامعه ندارد.
سردبیر



طبقه بندی: نشریه نگاه فردا،  سیاست و اجتماع،  گزارش فرهنگی، 
کلیدواژه: شماره سیزده و چهارده مجله نگاه فردا، تعامل سیاسی شیعیان افغانستان،
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان