سپاس از بازدید شما
تاریخ : سه شنبه 1392/04/18
عنوان: نگاهی به وضعیت معارف در ولسوالی مالستان
نویسنده: "سهیل یادگار" از همکاران نگاه فردا
صاحب امتیاز: گروه مطالعاتی نگاه فردا،
اشاره: گروه مطالعاتی نگاه فردا، برحسب سیاست های خویش مبنی بر نشر و انعکاس پژوهش های شکل یافته پیرامون موضوعات ولسوالی مالستان، مقاله نویسنده گرامی سهیل یادگار را، که نگاهی است تحلیلی و انتقادی پیرامون وضعیت فعلی معارف در ولسوالی مالستان و نیز چالشهای موجود آن، به نشر می سپارد امید است مورد توجه و استفاده شما فرهیختگان قرار گیرد:
مقدمه نویسنده: حادثه یازدهم سپتامبر نقطه ای عطفی است در تاریخ پر رمز و راز کشور و مردم افغانستان، حادثه ای که در نتیجه آن مسیر تاریخ عوض شده و ابر سیاه ظلمت و تاریکی از آسمان این دیار خسته از ظلم و ستم طالبانی رخت بربسته و افق های روشن در فراروی ساکنین ان نمایان می شود. مردم خسته از جنگهای خانه مانسوز داخلی و فضای خفقان و اختناق طالبانی یک باره نجات یافته و هوای معطر و خوشبوی آزادی و صلح را تنفس نموده و خود را در زمره انسانهای سایر دنیا، انسان احساس نموده و مثل آنها در تلاش می شود تا در مسیر رشد و ترقی گام برداشته و برای رسیدن به قله موفقیت تلاش نمایند. لذا میلیونها کودک، نوجوان و جوانان عزیز راهی مکاتب و پوهنتون ها گشته و در تلاش می شوند تا با استفاده از پرتو پرفروغ علم و دانش ملت و کشور ستمدیده و رنجدیده خود را از جهل و نادانی نجات داده و مسیر رشد و ترقی را برای رسیدن به قله موفقیت بپیمایند.
ولسوالی مالستان یکی ازجمله مناطقی است که مثل سایر افغانستان بعد از حادثه یازده هم سپتامبر مردم و بخصوص نسل نوین آن سرزمین به مکاتب روی آوردند طوریکه درحال حاضر بیش از چهل هزار شاگرد دختر و پسر در 61 مکتب مشغول فراگیری علم و دانش می باشند.
پدران حاضرند سالها دور از خانه و کاشانه خود در خارج از مرزهای افغانستان به کارگری بپردازند، طعم تلخ غربت و آوارگی را بچشند و هر روز طعنه ها و زخم زبانهای میزبانان را بشنوند فقط به این منظور که فرزندان عزیزشان از نعمت سواد برخوردار شوند و درآینده برای خود و جامعه افراد مفید و سودمند باشند
مادران حاضرند به کارهای طاقت فرسا بپردازند و جای مردان مثل آنها کارهای شاقه را انجام بدهند ولی حاضر نیستند که حتی یک روز فرزندان شان از رفتن به مکتب بازمانند برای اینکه شاید درآینده فرزندان شان مثل خود آنها بدبخت و بی سواد نباشند، شاید درآینده فرزندان عزیزشان طعم خوش زندگی را چشیده و بخاطر قدردانی از زحمات پدران و مادران شان حداقل یک فاتحه نثار ارواح آنها نمایند..
اما متاسفانه زمانیکه اطفال معصوم آنها وارد سیستم آموزشی می شوند عده ای از انسانهای خود خواه و خود محور هستند که بخاطر اهداف شوم شان نه تنها زمینه رشد و ترقی آنها را فراهم نمی سازند بلکه مانع پیشرفت و ترقی آنها می گردند، گرگهای گرسنه که در قالب گوسفند اطفال معصوم و بی گناه جامعه را هدف قرارداده و آنها را قربانی مطامع واهداف شوم می سازند، خائنین که در لباس خادمین قد برافراشته وتیشه به ریشه این مردم می زنند برای اثبات این مدعی کافی است که از نزدیک وضعیت مکاتب آن ساحه رامورد بررسی قرار دهید انگاه متوجه می شوید که خادمین ملت چه ظلم ناروای را در حق مردم آن ساحه مرتکب شده و می شوند که در این نوشتار به چند مورد آن اشاره می کنیم:
1 – کمبود مواد و امکانات آموزشی: شاید ضروری ترین عنصر درشرایط فعلی در نظام آموزشی کشور امکانات آموزشی و از جمله کتاب باشد که بدون آن شاگردان نمی توانند هیج کاری را از پیش ببرند، اگر مقایسه ای بیاندازیم بین ولسوالیهای مالستان وسایرولسوالیهای ولایت غزنی متوجه می شوید که درمکاتب مانند ولسوالی جاغوری ولسوالی خواجه عمری وغیره شاید شاگردی پیدا نشود که کتاب نداشته باشد در حالیکه در ولسوالی مالستان در بعضی مکاتب برای هرپنج شاگرد یک دانه کتاب داده شده و کتاب در طول هفته دست به دست می شود و معلمین نمی توانند از شاگردان کارخانگی سوال نمایند چون نوبت کتاب معلوم نبوده است و در بعضی از مکاتب هم اصلا کتابهای جدید نرسیده و شاگردان آنها با همان کتابهای قدیمی خودشان را مصروف نگه میدارند، با اینکه در ریاست معارف ولایت غزنی کتاب های سیستم جدید برای تمام مکاتب به اندازه کافی وجود دارد ولی بخاطر بی کفایتی مسئولین محترم این کتابها دراختیار شاگردان قرار نگرفته و در نتیجه شاگردان از داشتن کتاب محروم شده اند. و این مشکل بیشتر متوجه شاگردان دوره لیسه  می گردد که در سال جاری امتحان کانکور براساس کتابهای سیستم جدید گرفته می شود درحالی که شاگردان صنف دوازدهم یک دانه کتاب صنف دوازده را دریافت نکرده اند.
2 – نبود معلمین مسلکی: متاسفانه درولسوالی مالستان گزینش معلمین براساس ضوابط نیست بلکه براساس روابط می باشد زمانیکه یک معلم وظیفه می گیرد در گزینش او این نکته در نظر گرفته نمی شود که آیا به وجود چنین معلمی در مکتب ضرورت است یا نیست؟ بلکه مهم این است که آیا چنین معلمی موقعیت مدیررا در مکتب تثبیت می کند یا خیر؟ آیا موجودیت چنین معلمی در مکتب زدوبند های حزبی، قومی و منطقه ای را تامین می کند یا خیر؟ بخاطر همین مسئله است که بنده شاهد بوده ام که دو معلم همزمان در صنوف دوم و سوم وارد می شدند و در طول روز خود را درهمان صنف مشغول نگه میداشتند و از طرف دیگر صنوف هشت به بالا در طول روز فقط دو و یا سه مضمون را درس می گرفتند و بقیه را بخاطر نبودن معلم تا آخر سال به باد فراموشی می سپردند.
3 – بی لیاقتی مدیران: در آغاز فعالیت مکاتب انتخاب مدیران مکاتب براساس معیار های نامعلوم صورت گرفت و هر کس که چند روزی را برای راجستر نمودن مکتب راه میرفت خود را همه کاره آن پنداشته و هرکس را که می خواست استخدام و هرکس را که مخالف منافع خود می دید اخراج می کرد و بر همین اساس بود که مکاتب در مالستان جنبه فامیلی و قومی بخود گرفت درپاییز سال 1390 بعضی از مدیریت های مکاتب به رقابت آزاد گذاشته شد و همه امید وار بودند که در نتیجه رقابت آزاد شاید تعداد مدیران لایق روی کارآمده و وضعیت مکاتب نسبت به گذشته بهبود یابد اما متاسفانه رقابت های حزبی و قومی و دخالت تعداد از سردمداران سیاسی و وکلا پارلمان باعث شد که نه تنها وضعیت بهبود نیابد بلکه در اکثر موارد باعث بی نظمی بیشتر شده و رقابت های منفی را شدید تر سازد.

نکته دیگر که در گزینش مدیران جدید قابل توجه است این است که قانون در گزینش مدیران این بود : فردی که خود را کاندید پست مدیریت می کرد باید حداقل دوسال سابقه کاری داشته باشد درصورتیکه از مدرک لیسانس برخوردار باشد اما بعدا مشخص گردید که یک عده مدیران روی کارآمدند که تازه سند فراغت شان را آنهم دریک رشته غیر مرتبط با تعلیم و تربیه دریافت کرده بودند و اینکه از کجا سابقه کاری درست کردند و روی چه معیار به مدیریت رسیدند برای هیج کس معلوم نیست این مطلب خود بیانگر آن است که مدیران جدید، نیز براساس لیاقت نیامده اند و چون تجربه کافی نیز نداشتند و از زدوبند های قومی و قبیله نیز باخبر نبودند لذا نه تنها وضعیت مکاتب بهبود نیافت بلکه اوضاع نسبت به گذشته خرابتر شده و شاگردان بیش ازپیش بی سرنوشت تر گشتند.
اگر نگاهی به وضعیت دریافت معاش معلمین مالستان در طول یک سال بیاندازید متوجه می شوید که در طول سال هیج معلمی کسر معاش نشده است و این به این معنی است که هیج معلمی غیر حاضر نشده است که این موضوع باهیج عقل سلیمی سازگاری ندارد و از طرف دیگر بیانگر این نکته است که یا بین معلمین و مدیر ساخت و باخت وجود دارد یا معلم توانایی غیر حاضر نمودن معلمین را ندارد که در هر دو صورت معلم هیج نگرانی بابت غیر حاضری ندار دومی تواند هر زمان که خواست غیر حاضری نماید

4 – نقش افراد بانفوذ منطقه: ارباب سالاری قبل از انقلاب تا هنوز در ذهن عده ای از میراث داران آنها باقی است و آنها براین باور اند که کارهای دولتی میراث به یاد گارمانده از گذشتگان آنها است و آنها در هر گوشه و کنار از دنیا که باشند باید سهم خود را بیگیرند و متاسفانه این باور در افکار افراد عامه نیز وجود داشته و آن را پذیرفته اند و از هرگونه اعتراض خودداری می کنند بر همین اساس است که عده ای با استفاده از این موقعیت و مقام بست های معلمی را تصاحب نموده و خود معلم در کوچه پس کوچه های کابل و یا دیگر جاها قدم می زنند و بجای آنها افراد دیگر با نصف معاش کار می کنند تا از این طریق هم این گونه افراد به حق میراثی شان برسند وهم کسی که با نصف معاش کار می کند خود را مدیون آنها بدانند و اینکه در این وسط چه کسی آسیب می بیند شاید اطفال معصوم جامعه باشد چون کسی که توانای دارد هیجگاه با نصف معاش معلم کار نمیکند.
5 – غیابت معلمین: کافی است در نیمه دوم سال به مکاتب ولسوالی مالستان حداقل برای تفریح هم شده سربزنید متوجه می شوید که بسیاری از معلمین عزیز از رفتن به صنف در ساعت های درسی امتناع می ورزند لذا هیج کتابی تا آخر سال به آخر نمی رسد و هر سال شاگردان از آموختن نصف کتاب محروم می مانند ومعلیمن عزیز این شغل را بعنوان شغل دوم خود می پندارند و در کنار آن شغل های از قبیل دوکانداری، دهقانی، داکتری و.... دارند و درصورتی در صنف حاضر می شوند که از ناحیه شغل اول خود دغدغه خاطر نداشته باشند و درعین حال خود را خادمان مردم هم می دانند که فقط بخاطر خدمت این کار را می کنند و هیجگونه نیاز به معاش معلمی ندارند و نسبت به کمبود معاش اعتراض نیز دارند
درست است که معاش معلمین نسبت به کسی که در دنیای خارج از افغانستان کار می کنند کم است اما در جامعه ای مثل مالستان کدام کاسب است که با نصف کار روزانه بطور متوسط ماهانه 6000 افغانی دریافت نمایند؟ و در فصل زمستان نیز از این مزیت برخوردار باشند در ضمن اگر اعتراض دارند چرا این وظیفه را انتخاب می کنند و برای اشغال آنها ماهها در ریاست معارف پیش هرکس و ناکس خم می شوند و واسطه می دوانند و در بسیاری موارد به پرداخت رشوه نیز مبادرت می ورزند.
معلمی شغل انبیاء است و پیامبران به داشتن چنین مقام و منزلت افتخار می کنند ما که خود را مسلمان و پیرو آن بزرگواران می دانیم نباید کاری انجام دهیم که مناسب این شان و مقام نیست
و در اخیر از تمامی خادمان واقعی این مرز و بوم کمال تقدیر، سپاس و تشکررا دارم امیدوارم که در پرتو تلاش و کوشش میراث داران واقعی انبیاء جامعه و مردم مالستان از دنیای جهالت و نادانی نجات یافته و در مسیر رشد و ترقی گام های مثبت و موثر را بردارند.



طبقه بندی: ولسوالی مالستان ،  سیاست و اجتماع، 
کلیدواژه: مالستان، معارف، مکاتب، وضعیت معارف مالستان،
نشر توســط: گروه مطالعاتی نگاه فردا اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب
آخرین مطالب
همایش مالستان
مجله نگاه فردا
ویژه نامه غزنی
ویژه نامه غزنی شناسی
رویدادهای مالستان
آب و هوای مالستان